مجموعة مؤلفين

239

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

[ بساط دلالى در صحن امام حسين ( ع ) ] روز پنج شنبه 27 [ شهر ذيقعده ] : صبح زود برخاسته نماز خوانده چاى صرف شد . به حرم مشرف شدم زيارت خوانده بيرون آمده به حرم ابوالفضل مشرف شده آنجا هم زيارت نموده بيرون آمده ، دربازارگردش كرده [ 43 ] سفارش كفش به استاد كفش دوز كردم كه خوب بدوزد . مراجعت در صحن حضرت امام حسين [ نمودم ] ، قدرى گردش نموده . جناب آقا سيد امير را برداشته به طرف منزل آمده در بالاخانه نشسته مشغول صرف چاى و قليان شده ، بعضى از دوستان و اهل همدان و اهل كاظمين و كربلا آمده ، ملاقات حاصل گرديد . طرف غروب ، زيارت مشرف شده ، دلالى در صحن يك ثوب قاليچه و يك سينى ورشو و يك دانه كارد فروش داشت ، اينها را گفتم ، بدهيد منزل تا صبح قيمت معين شود ، برده به منزل دادند . در صحن قدرى گردش نموده ، بعداز زيارت به طرف منزل آمده ، آقا سيد امير هم بود سه ساعت از شب گذشته شام صرف شد . جمعه 28 شهر ذيقعده : صبح زود برخاسته نماز خوانده به حرم مشرف و زيارت و دوستان را دعا نمودم . « 1 » جناب آقا سيد امير به منزل آمد ، صاحب قاليچه آمد ، قاليچه بنده را هم كه جفت قاليچه او بود ديد ، قاليچه خود را مىگفت دوازده ليره ، قاليچه بنده را شش ليره قيمت مىكرد و حال اينكه قاليچه من هم مثل قاليچه او بود . كاردى داشت ، مىگفت چهارده هزار ، سينى را مىگفت ، چهار تومان هيچ يك معامله نشد ، برداشت رفت . بعد ، جناب آقا شيخ احمد آمد قدرى صحبت و اشعار عربى بيان كرد بعضى از شعرهاى مرثيه « 2 » او را ميرزا محمود در كتابچه اشعار نوشت ، بعد ناهار آورده ، بعد از صرف ناهار جناب مستطاب [ 44 ] آقا سيد حميد « 3 » تشريف آوردند ، دو سه نفر از اهل كربلا به ديدن آمده نشسته قدرى شيرينى به جهت حضرات آوردند ، چاى صرف كردند .

--> ( 1 ) . اصل جمله چنين است : و دعاى دوستان را نمودم ( 2 ) . اصل : مرصيه ( 3 ) . يك كلمه افتادگى دارد .