مجموعة مؤلفين
235
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
آقا سيد امير جلو آمده ، درب باغ ايشان پياده شده رفتم در باغ ، ناهار را آنجا گرم كردند آوردند ناهار صرف نموده ، برخاسته سوار شده به طرف منزل آمده [ كه ] همه ساله آمده پياده شده ، مالها را بردند در كاروانسرا بسته ، اتاق بالا خانه فرش كرده بودند ، رفتم بالا نشستم . رفقا آمده قدرى صحبت كرديم . حساب قاطرچى هاى عرب را كرديم ، باقى وجه آنها را داديم . برخاسته حمامى رفته مراجعت [ كردم ] . رفتم زيارت نمودم ، نايب الزياره دوستان بودم . طرف مغرب هم زيارت و نماز شب را خوانده مراجعت به منزل [ نموده ] [ 39 ] جناب حاجى سيد هاشم و اخوان ايشان و بعضى از دوستان آمده ملاقات عاصى ، تا سه چهارساعت از شب گذشته . امروز كه روزجمعه بيست و يكم شهر ذيقعده است ، توقف [ در ] كربلا ، صبح زود برخاسته چاى صرف شد حرم مشرف شده نماز و زيارت و مشغول دعاگويى دوستان ، قدرى در صحن گرديده مراجعت به منزل [ نموده ] . جناب آقا سيدامير [ و ] آقا سيد درويش آمده ، فرستاديم نجار آمد چند دانه از دنديك ها افتاده بود داديم انداختند و ساير دنديك ها را پاك كرديم . ناهار آوردند صرف شد . بعداز ناهار هم قدرى گردش كرديم مراجعت درصحن مشرف شده قدرى درصحن گردش كرده ، زيارت نموده مراجعت به منزل [ نموده ] . طرف غروب هم مجدداً زيارت رفتم با بعضى از دوستان صحبت كردم . شب را هم تا دو سه ساعت از شب گذشته در صحن بودم . با آقا سيد اميربه منزل آمده كاغذى به كاظمين نوشته شد . شام صرف نموده استراحت شد . [ نوشتن نامه به عين الدوله صدر اعظم ] روز شنبه 22 شهر ذيقعده : صبح برخاسته نماز خوانده زيارت مشرف شده بعداز زيارت مراجعت به منزل شد . جناب آقا سيد امير آمد ، قدرى صحبت كرديم ، خبر آوردند كه آقا جعفر قاضى مرحوم شده است ، برخاسته رفتيم جنازه [ را ] برداشته ، غسالخانه برديم . آقا محمد كه در خانه ايشان بود مانع از شستن جنازه بود ، مىگفت كه مال آن مرحوم به من صلح است ، بدهيد تا بگذارم او را بشويند و غسل بدهند ، قدرى معطل شديم [ 40 ] اطلاع به جناب مستطاب آقاى حاجى سيد محمد باقرمجتهد داديم ، ايشان تشريف آورده رخصت شستن دادند .