مجموعة مؤلفين
229
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
امروز كه روز سه شنبه 11 ذيقعده است ، توقف در كاظمين ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . آقا سيد جواد آمد . قدرى مشغول صحبت شده ، قرار براين شد كه پول گارى را ببرند ، بدهند بليط بگيرند . آقا ميرزا قاسم آمد ، جناب آقا ابراهيم خان نواب و آقا محمد باقر خان نواب آمدند ، نشسته ، قدرى صحبت نموده ، برخاسته رفتند . بعضى از دوستان آمدند ، مشغول صحبت شده ، قرب به ناهار حضرات رفتند . [ گرفتار شدن به نوبه وتب ] يك نفر تاجر بوشهرى و آقا ميرزا حسين ، منشى وزارت باليوزخانه آمده ، ملاقات حاصل گرديد ، ناهار آوردند . به حضرات تكليف ناهار كرديم ، گفتند ، جايى موعد هستيم . ناهار صرف شد . آقا سيد جواد پول برد كه بليط عربانه را بگيرد . كاغذ پست هم نوشته بوديم ، داديم برد . عصرهم حالت خوشى نداشتيم . يك قبضه تفنگ ، آقا سيد جواد آورد ، [ 32 ] بخرم ، قيمتش را گران مىگفت . عصر رفتم كه زيارت كنم ، حالتم بهم خورد ، آمدم به منزل ، نوبه و اسهال كردم . شب هم ، حالتم خوب نبود . بنا شد كه شجاع نظام با آقا ميرزا قاسم بروند به سامره ، شام صرف نموده ، استراحت شد . قاطرها هم امروز در بغداد بار كرده به طرف همدان رفتند . پنج شب بيشتر در كاظمين توقف نداشتند . چهارشنبه كه دوازدهم شهر ذيقعده : صبح زود برخاسته ، فرستاديم جناب فخر الاطباء تشريف آورد ، حالتم را ملاحظه نمود دستور العمل داد . قدرى مشغول صحبت شده ، چاى صرف شد . قرار شد كه آقا ميرزا قاسم همراه شجاع نظام به سامره بروند و اين جانب به جهت كسالت و سحجى كه دست داده بود ، رفتن سامره را موقوف نمودم . دو نفر كسر داشتند ، يك نفر سيد همدانى و محمد رضاخان درويش خدابندهلوئى معين شد كه همراه حضرات با عربانه روز پنج شنبه 13 [ شهرذيقعده ] به طرف سامره برود . جناب آقا سيد جواد و آقا ميرزا قاسم تشريف آورده و نشسته ، مشغول صحبت شديم . قرب به ناهار حضرات رفتند ناهار آوردند ، براى من قدرى آش را كه طبخ كرده بودند ، صرف شد . بعد از