مجموعة مؤلفين
227
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
گارى خانه ، شجاع نظام و ميرزا محمود هم درب گارى خانه تماشا رفته بودند . رفتم در گارى نشسته ، گارى بغداد كه آمد ، گارى ما هم حركت كرد . رفتم منزل ايلچى ، تعارفات و حال پرسى شد . مشغول صحبت بوديم تا موقع ناهار ، ناهار آوردند . بعد از صرف ناهار هم قدرى صحبت نموده ، برخاسته بازار رفتم ، قدرى گردش نموده . طرف غروب ، سوار گارى شده به طرف منزل ، شب را هم مشغول زيارت و بعد از زيارت در صحن مشغول گردش شده ، سه ساعت از شب گذشته به منزل آمده ، شام صرف نموده ، استراحت شد . امروز كه روز يك شنبه 9 شهر ذيقعده است ، صبح زود برخاسته ، زيارت مشرف شده ، جناب آقاى آقا سيد طباطبائى و بعضى از دوستان و بعضى از زوار همدانى و آقا سيد جواد آمده ، نشسته مشغول صحبت شديم . امروز هم پسرهاى نواب آقاى تقىخان و سايرين ناهار مهمان من بودند ، نزديك ناهار آمده ، ناهار آوردند ، قدرى از شكار آهو و دراج و توله و قوش صحبت نمودند . بعد از ناهار هم به اتفاق حضرات رفتيم منزل جناب . . . « 1 » ديدن كرديم ، از آنجا برخاسته ، زيارت مشرف شديم . تا دو ساعت و نيم از شب گذشته در صحن مشغول زيارت و گردش بوديم ، [ 30 ] مراجعت به منزل نموده ، شام صرف كرده ، استراحت شد . امروز كه روز دوشنبه 10 شهر ذيقعده است ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، ضعيفه « 2 » شير آورده بود ، قدرى خريديم ، مشغول صرف چاى ، آقا سيد جواد آمد ، درتدارك بوديم ، يا مال يا عرابه « 3 » بگيريم ، برويم به سامره ، زيارت كنيم .
--> ( 1 ) . يك كلمه افتادگى دارد . ( 2 ) . زن ، ( مطلق ) زوجه . معين ، ذيل واژه ( 3 ) . اصل : عرابانه درهمه موارد . عرابه يا ارابه ، گارى با دو چرخ كه از چوب مىساختند و براى حمل بار از آن استفاده مىكردند . همان