مجموعة مؤلفين
222
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
آمده ، به صحبت مشغول شده ، خربزههاى اصفهان را كه برداشته بوديم به دوستان بدهيم ، خواستم ، آوردند ، ديدم ترش و ضايع شده اند . دور انداختم . عباس آشپز را خواسته گفتم ، قدرى آش براى ناهار درست بكن . برخاسته ، قدرى در پشت بام گردش كردم . هوا هم آفتاب و گرم بود . تفنگ را خواسته ، رفتم بيرون در اطراف باغات قدرى گردش كردم كلاغ « 1 » سياهى از هوا زدم افتاد . چون راه گل زياد داشت معاودت به منزل كردم ، موقع ناهار بود ، ناهار خواستم . بعد از صرف ناهار هم بيرون آمده ، قدرى روى بام اطراف كاروانسرا قدم زده ، شجاع نظام هم كلاغ سياهى از هوا زد افتاد . بعد ، ديدم زوار نمودار شد . رفتم پايين ، ديدم آقا ميرزا مهدى همدانى همسايه خودمان است ، با يك نفر سيد ، سواره آمدند ، رفتند در سراى قرنطينه منزل كردند . يك ساعت بعد از آنها جناب آقا ميرزا قاسم ، نصير دفتر آمدند ، خودشان [ 24 ] و اندرونشان آمدند . در همان سراى حاجى فتاح كه منزل كرده بوديم ، افتادند . قدرى در اطراف بام قدم زديم و صحبت كرديم . طرف غروب رفتم درب كاروانسرا حاجى فتاح را ملاقات كردم ، بعضى مطالب را سفارش كردم ، شب را هم جناب نصير دفتر « 2 » تشريف آوردند ، با شجاع نظام و آقا سيدمجتبى و ميرزا محمود مشغول صحبت بوديم ، تا سه ساعت از شب گذشته ، نماز خوانده ، شام صرف شد و استراحت نموديم . امروز روز يك شنبه دوم « 3 » ذيقعده است ، بايد برويم به منزل قزل رباط ، يك ساعت از دسته گذشته ، برخاسته نماز خوانده ، چاى صرف نموده ، منتظر اين بوديم كه اجزاى قرنطينه و گمرك بيايند ، وجه خودشان را بگيرند ، تذكره بدهند . و اسباب ها را هم ملاحظه نمايند و خارج شويم .
--> ( 1 ) . اصل : كلاخ در همه موارد ( 2 ) . اصل : نسيردفتر ( 3 ) . اصل : دويم در همه موارد