مجموعة مؤلفين
211
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
روز 21 شهر شوال : توقف كرمانشاهان صبح زود برخاسته ، نماز خواندم . حاجى امان الله خان برادر كلانتر و پسر آقا سيد خلف بهارى و آقا حسين ، اقوام ميرزا محمود آمدند . تا قرب به ناهار ، حضرات آمده ، ديدن كردند . ناهارهم به حضرت مستطاب اشرف و الا شاهزاده فرمانفرما حكمران دعوت داشتم ، بعد از رفتن حضرات ، سوار شده ، رفتم قلعه خدمت حضرت و الا ، بعد از اظهار حال پرسى و التفات فرمودند : جهتى ندارد كه به طرف عربستان مىرويد ، بيائيد برويد به طرف بروجرد و خرم آباد حكومت نمائيد . عرض كردم ، اگر ميل به رياست و حكومت مىداشتم از رياست و حكومت كردستان استعفاء نمىنمودم ، بسيار معذرت مىخواهم ، زيارت كربلا ، هزار شرف به حكومت و رياست دارد . [ 12 ] بعد ، فرمودند : حالا كه ميل نداريد ، مختاريد ، ولى من به اين جزئيها از شما مأيوس « 1 » نمىشوم فردا هم بايد بيائيد همراه برويم به طاق بستان « 2 » مهمان من ، پس عرض كردم ، اطاعت دارم . بسيار اظهار التفات فرموده ، تا عصر آنجا نشسته ، مشغول صحبت عربستان و انتظامات و سؤال بعضى مطالب حكومتى و اخبارات عربستان و شوشتر و دزفول را پرسيده ، جواب عرض نمودم . و از آنجا برخاسته ، سوارشديم ، رفتم بيرون دروازه درباغ جناب ظهيرالملك « 3 » ، جناب مظفرالملك « 4 » هم آنجا تشريف داشته ، نشسته تا نزديك غروب مشغول صحبت شده ، از آنجا برخاسته سوار شده به منزل آمدم . فرستادم ميرزا مهدى خان آمد كه برود تذكره سفر بگيرد . ايشان آمده ، قرار شد ، صبح تذكره گرفته بياورد . نصير دفتر هم آمد . ايشان هم نشسته ، قدرى صحبت متفرقه از حكومت و غيره تعريف
--> ( 1 ) . اصل : يأس ( 2 ) . اصل : وسطان در همه موارد ( 3 ) . حاجى ظهيرالملك امير تومان والى كرمانشاه و كردستان و وزير و پيشكار كل آذربايجان بود . در سال 1317 ق ، به درجه سردارى نايل گرديد . ملك المورخين ، ج 1 ، ص 515 ( 4 ) . ميرزا محسن خان مظفرالملك ، ازسال 1326 تا 1327 ه . ق . در زمان استبداد صغير ، حاكم همدان بود . بانك اطلاعات رجال ايران .