مجموعة مؤلفين
203
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ همراهان سفر ] همراهانى كه بايد همراه باشند واشخاصى كه آمده بودند راه بيندازند [ 2 ] جمع شدند . همراهان همراه از قرار تفصيل ذيل : معتمدالسلطان شجاع نظام ، مقرب الخاقان ميرزا محمود وميرزا احمد ، ابوالحسن بيك پيشخدمت ، يحيى بيك آبدار ، هاشم بيك قهوه چى ، استاد عباس آشپز ، ابوالقاسم آشپز ، عزيزمهتر ، حسنعلى قاطرچى ، خسرو قاطر چى ، ولى قاطر چى ، ملايحيى گماشته ميرزا محمود . [ مراسم وداع و بدرقه ] از عمارت آقا على آقا بيرون آمده ، باهمه خويشان ودوستان وداع نموده از جمله اشخاصى كه بودند ، جناب آقا يوسف ، مصطفى خان ، محمد خان ، عبدالرضا خان ، عبد الحسين خان با همه وداع نموده . جناب على آقا وجناب آقا سيدى ، سواره قدرى بدرقه نمودند . جناب حاجى على اكبر هم سواره رسيد . جناب آقا يوسف هم تا اهل قبور پياده آمد ، يك تومان داد به ميرزا محمود ، سفارش نمود دسته وافور بياورد . [ حركت از همدان ] موقع حركت چهار ساعت از دسته گذشته بود . جناب آقا على آقا وحاجى على اكبرنزديك قهوه خانه حصار معاودت كردند . قدرى بالاتر پنج نفر سوار قراسوران « 1 » آمدند كه ما را عباسقلى خان فرستاده تاهرجا كه ميل داريد همراه باشيم تا تپه زهره برد كه زير يعقوب شاه است همراه آمدندآنجا پياده شده ، اجازه مرخصى خواسته ، انعامى داده شد ومراجعت كردند . پنج و نيم به غروب مانده ، وارد تازه آباد جناب آقاى آقا سيد على شديم دو ساعت و نيم از شهر [ 3 ] آمديم به تازه آباد رسيديم . ناهار « 2 » را گرم كردند . من ناهار نخوردم ، حضرات ناهار خوردند
--> ( 1 ) . قراسوران يا قره سورن به فتح قاف سوار نگهبان راه يا مستحفظ قافله را گويند . دهخدا ، ذيل واژه ( 2 ) . اصل : نهار در همه موارد