مجموعة مؤلفين

177

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

دزد ورفيق قافله مى دانند . ومىگويند دزد را مى شناسيم و مىدانيم و نمىتوانيم استرداد مال خود نمائيم . در وقت طلوع آفتاب ، باران گرفت . تا كنون كه چهار ساعت به غروب مانده است متواترا متقاطر است . اينجا تا آشتيان يك فرسخ مسافت است . هوا خيلى سرد است . سوخت هم كم يا نيست ، الا پوش‌تر ، كه نمىسوزد . از جهرود تا سياوشان ، شش فرسخ كوه وسنگستان و سختى زمستان است . « رب سهل و يسر و لاتعسر » « 1 » . شب جمعه را از شدت برف و باران و سورت « 2 » سرما اتراق كرده ، در منزلى بسيار كثيف و بى وسعت ، با هشت نفر صغير و صغيره كه بزرگتر آنها نه ساله و كوچكتر بيست و يك ماهه است . الآن هم كه صبح جمعه است ، برف ، باران و سرما شديد است . پسر مكارى پيغام داده كه نمى توانيم بار كنيم ، فكر آش و ماش بكنيد . ده دوازده نفر مرد و زن ، « كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكل‌ها » . خانم ، والده جناب قوام الدوله ، عليل المزاج با چندين خدمه در اين قافله به زيارت مىروند . ديشب پسر ميرزاخان مكارى آمده براى بار كردن رخصت مىخواست ، گفتم از ايشان استيذان نمائيد كه بزرگ قافله‌اند . ساعت ده از شب باركردند . [ كاروانسراى جديد ولاشگرد ] ( روزشنبه 16 ) : امروز منزل دولت آباد ملكى ميرزاحسين خان تفرشى است . مسافت شش فرسخ است . در سه فرسخى بعد از طى يك فرسخ سنگلاخ و دو فرسخ زمين هموار . حاجى آباد ملكى ميرزا عباس خان معاون السلطان و بعد از آن ولاشگرد « 3 » ، ملكى جناب حاجى آقا محمد محسن ، مجتهد عراقى « 4 » و در يك فرسخى دولت آباد ، نجم آباد ملكى حاجى آقا محمد

--> ( 1 ) . يعنى پروردگارا ! بر ما آسان گير و سخت مگير . ( 2 ) . تيزى ، حدت ، تندى هر چيز . دهخدا ، ذيل واژه . ( 3 ) . روستائى ازدهستان فراهان بخش فرمهين شهرستان اراك وامروز آن را ولاسجرد مى گويند . فرهنگ جغرافيا ، ج 5 ص 315 ( 4 ) . فقيه و مجتهد شيعه سده 13 هجرى قمرى و از بزرگترين واقفان شهر اراك وى علاوه بر مرجعى براى دعاوى مردم . بازسازى و احياى قنات وايجاد كانال‌هاى آب‌كشى فراوان براى رونق كشت محصول ، ايجاد 2 روستا ازجمله اقدامات او است كه وى با سرمايه و دارايى خود انجام داده است . علىاكبر خاكباز ، خاندان محسنى اراك شرح احوال و زندگى مرحوم آيت‌الله‌العظمى حاجى آقا محسن عراقى ( اراكى ) ، ص 21 - 60