مجموعة مؤلفين
151
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
در بين راه به گله گوسفندى رسيديم ، بزغاله « 1 » دردش بود زائيد تماشا كرديم خيلى تماشا دارد از آنجا منزل آمديم ، نمازكرده ، خوابيديم . قريب يك ساعت بعد بيدار شده چاى صرف شد نماز كرديم ، تا مغرب نماز كرده شام خواستيم ، آبگوشت درست كرده بودند [ 141 ] در اين يك منزل ، بخت مساعدت كرد گوشت پيدا كرده بودند . بارى ، شام خورديم ، ميرزا مهدى خان خوابيد ياد مخلص آمد كه شب جمعه است مشغول اعمال شب جمعه خود گرديديم به تنهائى ، همگى خوابيده بودند بعد از فراغ از اعمال مشغول روزنامهنويسى گرديديم خيلى ياد طهران را مىنمائيم كه از روضههاى آقا سيد محمد على امشب كه ليل جمعه است محرومام در اين ايام ، له الحمد هوا خوب است ، بلكه گرم است مثل هواى ماه آخر بهار است . اگر انشاء الله اين چند روزه هم به همين طريق بگذرد خيلى خوش مىگذرد انشاء الله ، و آقا سيد تقى خيال دارد از ساروق به ولايت برود ، ما هم مواجبش را داديم كه برود به آش جو شب عيد پهلوى عيالش برسد بقول خود مشاراليه . روز جمعه نوزدهم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] ساروق ، چهار ساعت به صبح مانده برخاستيم بخارى را روشن كرده چاى درست كرده صرف شد ، بار نموديم ، دو ساعت به صبح مانده بار كرده راه افتاديم ، راه قدرى از گير يا گل بود و هموار ، فراهان برف بود . بارى ، ظهر به ساروق رسيديم ، ناهار شيره سفيد و ماست و پلو صرف شد در بين راه فريدون ميرزا را ديدم به ملاير مى رفت ، سركرده سوار منصور است . بارى بعد از [ 142 ] ناهار خوابيديم ، دو ساعت به غروب مانده برخاسته نماز كرده چاى خورديم بعد مشغول سياحهنويسى گرديديم تا مغرب . [ گل آهنگران و كند شدن حركت كاروان ] مواجب سيد تقى را داديم كه فردا به ولايت برود بعد نماز مغرب را كرده شام آبگوشت صرف شد و مشغول روزنامه نويسى گرديديم ، هوا باران مى آيد و گرفته ، خيلى مشكل است با وجود گل
--> ( 1 ) . اصل : بزقاله