مجموعة مؤلفين

143

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

وكيل‌الدوله گفته بود فردا به ديدن شما مىآيم ولى جاى ما را كربلائى اسماعيل ، كه گرفته ، تاريك و كوچك است به قول آقا سيد رضا زندان موسى بن جعفر است و در فكر هستيم كه اگر فردا مشاراليه بيايد چه كنيم ، بارى چاى صرف شد و نماز مغرب و عشاء را كردم و مشغول روزنامه نويسى گرديدم و آقا سيد رضا بخارى را روشن كرد و مشغول دوا درست كردن به جهت زخم پاى من است . بعد ، شام خواسته ، صدرى « 1 » گرفته ايم و خورش قيمه جاى همگى خالى بود صرف شد و مشغول كاغذ نويسى طهران شديم دو كاغذ نوشته خوابيدم . [ هرزگى همراهان ] روز پنج شنبه يازدهم [ ربيع الثانى ] : [ منزل ] كرمانشاهان ، صبح برخاسته وضو گرفته نماز كردم ، بخارى را روشن كردم چاى درست كردم ، خورديم . آقا سيد رضا به ميدان رفت ، بلكه مالى پيدا نمايد با اسب عبدالحميد كه شل كرده ، عوض نمائيم [ 129 ] چند اسب آوردند معامله نشد رفتند ، تا ناهار عطا و عبدالحميد به هرزگى رفته بودند به جهت ناهار چيزى درست نكرده بودند چون سر سفر ا ست من حرفى نزدم ، ميرزا مهدى خان هم كه آدمش هست ماشاء الله جاهل است و لاقيد ، حرف نمى زند ، مىخواهد مرا با همه بد نمايد و خودش خوب باشد ، از راه زرنگى من هم حرف نمى زنم چه لزومىدارد خودم را بده ، نمايم و باعث بد گوئى به جهت خودم بشوم ، من هم به كر باشى ، مى اندازم ، منتهى اين است كه كار بماند . بارى ، ناهار اشكنه و ماست و پلو درست كرده خورديم . بعد ، نماز ظهر و عصر را كردم و اسباب‌هاى ما كه خانه ميرزا سيد على گذاشته بوديم و مشاراليه به حاجى محمد على برادر وكيل‌الدوله داده بود ، فرستاديم آوردند بعد وكيل‌الدوله به ديدن ما آمد شخص خوبى است چاى با مشاراليه خورديم مغرب رفت . نماز مغرب را كردم و اعمال شب جمعه را بجاى آوردم . مكارى آمد و گفت كه من يك روز حق لنگ را دارم ، فردا لنگ نمائيد ديگر بين راه لنگ نمىكنم چون روز جمعه هم بود لنگ كردم .

--> ( 1 ) . نوع مرغوبى از برنج كه در شمال كشت مىشود . همان