مجموعة مؤلفين

116

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

نمىشديد ، چه زيارت و چه در مأكولات ، تا ساعت پنج [ 90 ] مشغول جمع آورى اسباب ها بوديم كه صبح زود برويم تا ساعت پنج بعد خوابيديم . [ عزيمت به كربلا ] روز جمعه هفتم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] خان شور ، « 1 » صبح برخاستيم ، حرم مشرف شديم بعد از زيارت و نماز ، منزل آمديم . مال‌ها را آوردند ، بار نموديم ، يك ساعت از روز گذشته با آقا سيد محمد و پسر هايش پياده تا وادى السلام آمديم از آنجا سوار شديم . زمين هموار است تا [ خان ] شور و شش فرسنگ است ، شكار مرغ آبى و روباه و شغال خيلى دارد ، من و عبدالحميد چند تير انداختيم و نزديم چيزى . چهار كاروانسرا توى هم است و خيلى دود كرده اند كه چشم ما از شدت دود چيزى نمى بيند . نان ، حقه دو قمرى و جو ، حقه دو قمرى و كاه ، حقه يك قمرى و تخم مرغ چهار عدد ، يك قمرى ديگر ، چيز ديگر پيدا نمىشود ، ماست و سرشير هم هست ، شام هم چلو و كوكو و مرغ آبى داشتيم . كاغذ به جهت طهران مشغول نوشتن كه فردا پست به طهران مىرود بدهيم ، ببرند ، بعد از تمام شدن خوابيديم . [ شب نهم ربيع وچراغانى در كربلا ] روز شنبه هشتم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] كربلا ، صبح راه افتاديم خيلى سرد بود ، هشت فرسنگ است راه هموارى است ، مرغ آبى و پرنده ديگر هم دارد ، آهو هم گاه گاهى پيدا مىشود و آب هم از شط كنار ، خيلى افتاده ، كنار آب ، پياده شديم ، ناهار نان و پياز خورديم سه ساعت به غروب مانده به كربلا رسيديم ، نماز كرده چاى صرف شد . وبعداز چاى ميرزا حسين وميرزاجهان بخش آمدند به ديدن ما ، ميرزا مهدى خان نبود ، قدرى صحبت داشتيم بعد رفتند و من حرم مشرف شدم تا نماز مغرب ، بعد حرم حضرت عباس رفتم و از آنجا منزل آمدم چراغان خوبى به جهت عيد كرده بودند ، دكاكين را بسته بودند شام چلو و قورمه سبزى داشتيم ، صرف شد و خوابيديم .

--> ( 1 ) . اصل : درهمه موارد خوان