مجموعة مؤلفين

112

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

زيارت نمودم به تماشاى [ 85 ] صحن و بازار مشغول گرديديم ، خيلى خوب چراغان كرده بودند ، واقعاً ، باعث حسد سنى ها شده است به جهت آنكه تاكنون هيچوقت چراغان نكرده‌اند . از قرارى كه ميرزا عبدالوهاب خان ، نايب نجف ، مىگفت ، سنى ها گفته بودند كه اين چه كارى است كه شما مى كنيد ؟ گفته بود ، من وكيل رعيت ايران هستم ، به عرب شما كه من كارى ندارم . بارى ، دو ساعت از شب گذشته ، منزل آمدم و قدرى نيم شكر گرفتم صرف شد . بعد قورمه سبزى و چلو داشتيم شام صرف شد مشغول روزنامه نويسى گرديديم تا ساعت پنج و آن وقت خوابيدم . روز يكشنبه دوم [ ربيع الاول ] : [ در ] نجف ، شب خيلى سرد بود يك ساعت به صبح مانده ، همگى بيدار شديم ، سماور آتش كرده چاى صرف شد . بعد ، نماز خواندم ، فرستاديم حليم آوردند ، حاجى سيد محمد هم رسيد ، حليم خورديم ، خيلى خوب بود . بعد ، من و آقا سيد رضا حرم مشرف شديم ، زيارت نموده به بازار رفتيم ، قدرى خريد نموديم ، بعد منزل آمدم . رحمان ، ولد عبدالصمد ، از مكه آمده بود . نايب ، زور مىگفت به مشاراليه و دوازده تومان جريمه مىخواست ، او هم در صحن به بست رفته بود . نزد ما فرستاد كه رعيت شما هستيم ، رفع تعدى از من نمائيد . نزد نايب فرستادم ، با هزار مرافعه تا شب ، مشاراليه را منزل خودم آوردم كه فردا عمل او را تمام نمايد . بعد چاى ، رفتم خانه آخوند ملا محمد قندهارى ، چاى خوردم . بعد ، منزل آمدم . با آقا سيد محمد كنار دريا رفتم ، قدرى گرديديدم . بعد ، حرم مشرف شدم ، نماز مغرب را كردم با شيخ جعفر ، بعد زيارت كردم ، بيرون آمدم . قدرى تماشاى چراغان را نمودم ، به منزل آمدم . [ 86 ] مشغول روزنامه نويسى گرديدم ، شام خورديم ، قيمه و چلو داشتيم ، صرف شد . بعد از كشيدن قليان ، خوابيديم . [ ديدار شيخ جعفر شوشترى از نويسنده ] روز دو شنبه سوم [ ربيع الاول ] : [ در ] نجف ، دو ساعت به صبح مانده ، بيدار شدم ، وضو گرفتم و مشغول چاى خوردن و ذكر شدم . بعد از صرف چاى به حرم مشرف شدم ، نماز كرده ، زيارت نمودم ، به منزل آمدم . ديشب و امروز باران مىآمد . به بازار رفتم ، قدرى خريد نمودم ، به منزل آمدم . ناهار ، حاجى سيد محمد و پسرش هم بود ، آبگوشت و ماست و پلو داشتيم ، صرف شد . بعد ،