مجموعة مؤلفين

109

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

نان در اينجا حقه يك قمرى و نيم است و گوشت ، حقه ده قمرى است و پلو ، سيرى يك قمرى است و تخم مرغ ، عددى يك پول خودمان است و هيزم ، حقه دو قمرى است و جو ، حقه يك قمرى و نيم است و كاه ، حقه يك قمرى و دو فولوس است كه هر دو فولوس نيم قمرى است و همه اش امشب حاجى ملاعلى محمد صحبت مكه مىدارد . مختصر ، آنى نيست كه ياد همگى نشود ، خدا نصيب نمايد كه به اتفاق ، همگى زيارت عتبات مشرف شويم . [ كرامت اميرمؤمنان ونباريدن باران درشط ] از كارهاى قريب و معجزه حضرت امير ، آن شب كه شب دوشنبه بيست و دوم [ صفر ] ، ما در شط بوديم باران شديدى نجف و كوفه و طويرج و شور آمده بود ، در دو ساعت از شب گذشته ، الا چهار ساعت از روز گذشته ، ولى در آن مكان كه ما بوديم باران به هيچ وجه نيامد . آقا سيد محمد ميل داشت كه باران بيايد به جهت آنكه او ميل نداشت كه ما از راه شط بيائيم ، نشنيديم و آمديم مىخواست حرف او سبز شود ، از بركت حضرت باران نيامد [ 82 ] و همگى اهل نجف در تعجب بودند كه چگونه شد ما باران نخورديم . بارى ، شب را حاجى ملاعلى محمد در منزل ما خوابيد و حرم حضرت امير را سه ساعت از شب گذشته مى بندند و يك ساعت به صبح مانده باز مىشود و شب هاى جمعه و قدر هم مى بندند اين اماكن را بر خلاف كربلا معلى كه باز است شب هاى جمعه و قتل . [ ديدار شيخ هادى مجتهد طهرانى از مؤلف ] روز پنج شنبه بيست و هشتم [ صفر ] : [ در ] نجف ، صبح را برخاستيم ، در منزل چاى صرف شد و نماز خوانده شد . بعد آقا سيد محمد و چند نفر ديگر آمدند چاى خوردند . بعد ، من حرم مشرف شدم چون دكاكين را تا ظهر به جهت قتل مىبندند ، امروز را قتل امام حسن نمىدانند ، وفات حضرت رسول را در اين روز مى دانند ، به منزل آمدم . آقا شيخ هادى مجتهد طهرانى « 1 » منزل ما آمد ، قليان و قهوه صرف شد و مشاراليه رفت ، بعد ناهار خواستيم اشكنه سوداگر و ماست و پلو و سبزى داشتيم با آقا سيد احمد خورديم .

--> ( 1 ) . شيخ محمدهادى تهرانى ، فقيه و اصولى ( 1253 - 1321 ق ) .