مجموعة مؤلفين

103

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

برويم ، من و ميرزا مهدى خان بازار رفتيم ، يك زوج فنرى « 1 » گرفتيم به جهت سر مقبره ، من به [ حرم ] حضرت عباس رفتم ، نماز خوانده حرم مشرف شدم . چون باران شديدى مىآمد به منزل آمدم . تا چاى صرف شد ، يهودى را آقا سيد رضا آورده و پول را داد ، بعد ما رفتيم حرم ، نماز جماعت كردم . با زيارت خوان نجف حاجى خانم ملاقات كردم ، ادعاى حاجى خانم دارد كه دو سال است سالى ده تومان مستمرى مرا نداده ، مىخواست از من بگيرد ، من ندادم ، به منزل آمدم ، آقا سيد احمد هم آمد ، پول آقا سيد على را داديم به آقا سيد رضا كه صبح بدهد ، آقا سيد على مقبره را قبول نمىكند به پنجاه تومان ، خيال داريم اگر قبول نكند به آقا سيد احمد واگذار كنيم كه هم خودش مقدس است و هم پسر شيخ محمد باقر پيش نماز است ، خيلى بهتر از آقا سيد على است ، مشاراليه مىگويد من از خدا مىخواستم كه يك همچنين « 2 » كارى از شما بشود كه سالى صد تومان بخورم ، بعد شام خورديم ، چلو و خورش كدو داشتيم صرف شد . تا ساعت پنج نشستيم بعد خوابيديم . [ نا امن بودن راه نجف ] روز شنبه بيست و سوم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، صبح را دير از خواب بيدار شدم كه نماز صبح قضا شده بود ، حرم رفتم زيارت نموده به حضرت عباس رفتم ، مراجعت به منزل نمودم ، با آقا سيد محمد و آقا سيد احمد ناهار صرف شد ، [ 74 ] قورمه سبزى و چلو و آبگوشت و پلو و ماست و خرما داشتيم ، بعد محمد كاظم خان سرتيپ و آقا سيد على و دو نفر سيد ديگر به منزل ما آمدند ، آنها كه رفتند ، من و آقا سيد محمد و آقا سيد احمد رفتيم لب نهر هنديه ، تراده گرفتيم كه فردا صبح نجف برويم به جهت آنكه راه خشكى امن نبود ، كرايه كرديم يك تراده به پنج تومان به شراكت شخص نجفى كه نصف از ما و نصف از مشاراليه باشد ، برگشتيم منزل ، چاى صرف شد .

--> ( 1 ) . قسمى لاله كه با فنرى كه در آن تعبيه شده است شمع را به قدر ضرورت پيوسته بسوى بالا برآرد ، و نيز قسمى فانوس است كه شمع در آن سوزد و بجاى روپوش كرباس شيشه دارد . همان ( 2 ) اصل : همچه