الشيخ رحيم القاسمي
69
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )
و مى نويسد : « مولانا ميرزاى شيروانى طيّب الله رمسه استاد اين قاصر است ، و در خدمت او فنون حكمى و فقه و بعضى از كتب حديث خوانده ام . و در تحقيق و تدقيق و استقامت فكر و جامعيت ، مسلّم بود . و در فنون فقه و اصول و كلام و حكمت و رياضى يد طولايى داشت . و مبحث امامت را تتبّع بسيار نموده بود . و در مكالمات و مناظرات قوّت و قدرت تمام داشت . و او مصنّفات بسيار در مطالب عقلى و نقلى دارد ، و در سال 1099 به رحمت الهى و اصل شد » . « 1 » « ولادت علامه زمان ، ومَن مِثله قليل أم عديم فى الأزمان ، جامع فنون العلوم ، قديمها وحديثها ، حايز قصبات السبق فى عويصات المسائل ، آخوندى آخوند مولانا ملا ميرزاى شيروانى در 1033 » . « 2 » « طبعش در ترتيب نظم و نثر ، مجمع البحرين ، و خاطرش در تحقق علوم عقل و نقل ، مطلع الشمس . به هدايت مرشد غيبى ، قرين آگاهى ، به اصفهان كه صدف گوهر فضلاست تشريف آورده ، مصاهرت علامى فهامى ملا محمد تقى مجلسى اختيار نموده ، مدّتى در حلقه درس بندگان رفيع مكان ، صاحبى آقا حسين به مباحثه مشغول بود . با كوچ ، روانه زيارت عتبات عاليات شده ، اراده توطّن نجف اشرف نموده ، مدتى به اين سعادت قرين بود ، تا در اين سال « 3 » نوّاب اشرف اقدس ايشان را طلب داشته ، نهايت نوازش فرموده ، خانه اى در محلّه احمدآباد جهت ايشان خريدارى شده ، در آنجا به افاده مشغول اند . و گاهى فكر شعر مى فرموده ، و اين ابيات از آن جمله است : ياد تو كنم دلم پر از خون گردد * وين ديده اشك خيز جيحون گردد
--> ( 1 ) . حدائق المقربين نسخه خطى . ( 2 ) . وقايع السنين والاعوام ص 506 . ( 3 ) . در وقايع السنين والاعوام ذيل وقايع سال 1091 مى نويسد : « آمدن آخوند مولانا ميرزاى شيروانى از عتبات عاليات به دارالسلطنه اصفهان به استدعاى پادشاه دين پناه شاه سليمان » .