الشيخ رحيم القاسمي

87

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )

سال ها در مشهد مقدّسه ، على ساكنها السلام ، ساكن بود و به طلب علوم مشغولى مى نمود ، و اكثر متداولات معقول و منقول را مطالعه فرمود ، و در اندك زمانى در ميدان تحقيق مسايل شفا و اشارات ، و توضيح اشكال رسايل رياضيات و حكميات ، قصب السبق از اقران درربود ، و با وجود صغر سنّ ، مهارتش در فنون علوم به جايى رسيد كه در اكثر مطالب عاليه حكميات و رياضيات ، رسايل و حواشى تصنيف نمود . و بعد از آن از مشهد مقدّسه سفر كرده ، خود را به دارالسلطنه قزوين رسانيد ، و مدّتى نيز در اردوى معلّى به درس اشتغال نموده ، نقوش دقايق طبع نقّاد و ذهن وقّاد خود را بر صحايف ضماير علما و فضلا ظاهر گردانيد . و در شهور سنه ثمان و ثمانين و تسعمائة از دارالسلطنه قزوين به قصد زيارت مشهد مقدّسه رضويه به دارالمؤمنين كاشان خراميد ، و روزى چند درين جانب ساكن گرديد ، و در آن اوقات ، فقير به ملازمت آن سنبله ارباب دانش و بينش رسيد ؛ آن مقدار صفات حميده و نعوت پسنديده ، چه علمى و چه عملى ازو مشاهده شد ، كه زبان قلم از شرح شمّه اى از آن قاصر است . . . با وجود كمال در هر وادى از فنون فضايل ، ميلش به شاعرى بيشتر بود ، و اكثر اوقات اشعار آبدار بر لوح اعتبار نقش مى نمود ، و به طريق مشايخ كبار به گفتن رباعيات توجّه و ميل مى فرمود ، و در آن چند روز كه در كاشان تشريف داشتند ، از بحر طبع گوهرخيز ، جوهرى چند به ساحل ظهور رسانيد كه دست تصوّر هيچ غوّاصى به گرد آن نمى تواند رسيد ، و اين رباعى از آن جمله است : اى عشق مگر مايه بود آمده اى * كز پا تا سر تمام سود آمده اى نقصان تو از چشم بد كس مرساد * كارايش دكان وجود آمده اى امّا درين اوقات كه اين كمينه از جمع و تأليف اين خلاصه فى الجمله فارغ شده بود ، أعنى شهور سنه ثلاث وتسعين و تسعمائة ، سيادت پناه مشار اليه بار ديگر به دارالمؤمنين كاشان تشريف شريف ارزانى فرمود ، و در وادى شاعرى چندان ترقى ازو