الشيخ رحيم القاسمي

49

محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )

« كان شيخنا التستري رحمة الله عليه كثيراً ما يقول لتعليمنا : إنّي مذ ثلاثين سنة لم أفعل مباحاً ، بل فعلتُ المباحات كلّها لله . وهكذا ينبغي أن يكون دأب المتقين » . « 1 » « مولانا وسيدنا التستري رضي الله عنه وأرضاه ، كان من المحتاطين المتقين ؛ فإنّه مع عدم جزمه بحجية خبر الواحد كان لا يترك العمل بأيّ خبر ، ولو كان في نهاية الضعف . والغرض من ذكر هذا بيان حال المتقين ؛ فإن أكثر الناس مائلون إلي الرخص » . « 2 » مولانا محمد تقى در لوامع نيز از اين استاد بزرگ ياد كرده و مى نويسد : « در وقتى كه خدمت استاد مولانا عبد الله طاب ثراه درس قواعد مىخوانديم ، در مبحث اذان سخنان صدوق را ذكر فرمودند . بنده عرض نمودم كه شما چرا در اذان و اقامه « أشهد أنّ علياً ولى الله » را دو مرتبه مىگوييد ؟ فرمودند كه تيمّناً و تبرّكاً مىگوييم . و بحث ها شد ، تا آن كه فرمودند كه ديگر نگوييم . چند روز ترك كردند . خود از جمعى شنيدم كه فلانى سنّى است . باز عرض نمودم كه ظاهر شد كه واجب است گفتن آن ، تقية ! فرمودند كه در اوّل نيز همين منظور من بود ، نخواستم كه به لفظ تقيه بگويم . مجملًا ديگر [ آن را ] مىگفتند در مدّت حيات . « 3 » « منقول است از ابوذر كه چهارپايان دعا مىكند كه خداوندا ! روزى كن مرا صاحب صالحى كه با من رفق كند و احسان كند بر من و كاه و جو و آبم بدهد و بار گران بر من نكند و مرا به تعب نيندازد . . . و از ازهد علما و متأخرين مولانا احمد اردبيلى نقل نمود ، اتقى و اورع فضلا متأخرين مولانا عبد الله ، طاب ثراهما ، كه : آخوند مرحوم اولاغى داشتند از جهت زيارات ، و دغدغه مىكردند كه مبادا به ديگرى واگذراند و او چنان كه بايد نكند ؛ خود آب مىدادند و در وقت جو خود مىايستادند

--> ( 1 ) . همان ج 1 ص 301 . ( 2 ) . همان ص 213 . ( 3 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 3 ، ص 567 .