الشيخ رحيم القاسمي
25
محقق مجلسى ( شرح احوال و آثار فقيه عارف ) ( فارسى )
اسماعيل در هرجا كه به خانقاه مشايخ اهل سنّت مى رسيدند خراب مى كردند و حيله و مكرهاى ايشان را بر مردم اظهار مى فرمودند . و از جمله آن ها در محلّه ما سابقاً بقعه اى بود كه مزار ابونعيم نامى بوده از مشايخ اهل سنّت ، و در سقف بقعه ، چراغى برافروخته بودند كه پيوسته روشن بود ، و در كتيبه آن نوشته بودند : چراغى را كه ايزد برفروزد * هرآن كس پف كند ريشش بسوزد آن معدن اسرار ربانى ، چون آن حالت را مشاهده نمودند كه مبنى بر حيله است ، مردى را فرستاده بودند كه پف كند و آن چراغ را خاموش كند ؛ ريشش نسوخت . پس فرمودند كه آن عمارت خراب كرده بودند . پس ظاهر شده بود كه راهى از سقف عمارت به خانه متولّى داشته كه ساخته بودند ، و از آن راه روغن و فتيله به چراغ آن بقعه مى رسانيده اند . پس به اين طريق ، بنيان باطل را از بيخ كنده ، و حق را به جاى او نشانيده اند » . « 1 » محمد هادى بن لوحى موسوى حسينى سبزوارى صاحب كتاب أصول العقائد كه در 1082 تأليف شده ، مى نويسد : « از جمله علماى سنّى كه در اين باب حديث نقل كرده يكى حافظ ابو نعيم اصفهانى است كه قبرش در بيرون دروازه باب الدشت اصفهان واقع بود ، و مردم اين شهر از جهت جهل به احوال او به زيارت او مشغول مى شدند ، و نمى دانستند كه سنّيان قديم قبر آن را مزار خود كرده بودند ، و در وقتى كه شيعه در اين شهر بسيار شدند سنّيانى كه از ترس اظهار تشيع كرده بودند به رسم عادت مشغول زيارت آن شقى بودند ، و چون رفته رفته سنّيان بر طرف شدند از اين شهر ، شيعيان به گمان آن كه صاحب آن قبر مرد خوبى است به زيارت او اشتغال مى نمودند ، و در آخر كار ، والد اين بى مقدار ، هدايت اهل اصفهان نموده ، شيعيان اين بلده را از زيارت آن دشمن خاندان اهل بيت رسالت عليهم السلام منع نمود ، و حالا اثرى از
--> ( 1 ) . صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ج 2 ص 597 598 .