محمد باقر شهرستانى موسوى
29
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى )
فرمود كه : « نمىتوانستند كه يكى از شما به جاى او برويد ؟ » رواى حديث گويد كه آن حضرت آمد و چشم مباركش درد مىكرد و نمىتوانست كه چشم را باز كند . حضرت آب دهن مبارك خود در چشم او افكند . پس حركت داد علم را سه مرتبه و به او داد و به جنگ فرستاد . چون باز آمد ، صفيّه دختر حيّى بن اخطب را اسير آورده بود . » 20 و روايت كرد ابن عبّاس كه فرستاد پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - فلان را ( يعنى ابا بكر را ) با سورهء برائت كه بر اهل مكّه بخواند . پس به امر الهى فرستاد مرتضى علىّ را عقب او تا سورهء مباركه / 8 B / را از او باز گرفت ؛ و فرمود كه : « نمىبرد به مكّه اين سوره را مگر مردى كه از من باشد و من از او باشم . » و فرمود به پسران عمّ خود كه : « كدام يك از شما يارى مىكنيد مرا در دنيا و آخرت ؟ » و مرتضى علىّ - عليه السلام - نشسته بود با ايشان ؛ همه ابا كردند ؛ و آن حضرت گفت : « من يارى مىكنم تو را در دنيا و آخرت . » پس فرمود كه : « تو دوست و ياور منى در دنيا و آخرت . » و گفت ابن عبّاس كه : « مرتضى علىّ - عليه السلام - اوّل كسى بود كه مسلمان شد بعد از خديجه . » 21 و روايت كرد كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - جامهء مبارك خود را پوشانيد بر سر علىّ و فاطمه و حسن و حسين ، پس فرمود : إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً . 22 ( يعنى : « مىخواهد خداى تعالى كه ببرد از شما اهل بيت رجس و بدى را ؛ و پاك كند شما را پاك كردنى . » )