محمد باقر شهرستانى موسوى
20
دُر ثمين ترجمهء كشف اليقين علامه حلى ( فارسى )
گذشته بود و درد وضع حمل او را گرفته ؛ پس گفت : « بار خدايا ! من ايمان دارم به تو و به آنچه از جانب تو آمده از پيغمبران و كتابها ؛ و باوركنندهام گفتهء جدّ خود ابراهيم خليل تو را - عليه السلام - و او بنا كرده اين بيت عتيق را ( يعنى : خانهاى كه هركس كه داخل شود به آن ، آزاد خواهد بود از بلاها . ) پس سؤال مىكنم به حقّ اين خانه و به حقّ فرزندى كه در شكم من است ، آنكه آسان كنى بر من وضع حمل را . » راوى گويد : ديدم خانهء كعبه را كه شكافته شد از پشت سر ، و داخل شد فاطمه در آن ، و غايب شد از نظرها ، و خانه به حال اوّل بازگشت . پس خواستيم كه قفل خانه را بازكنيم . هرچند جهد كرديم ، باز نشد . دانستيم كه اين به فرمودهء اللّه تعالى است . پس روز چهارم بيرون آمد فاطمه و آن حضرت بر روى دست او بود و گفت : « من زيادتى يافتم بر زنانى كه پيش از من بودهاند . زيرا كه آسيه - دختر مزاحم - عبادت كرد حقّ تعالى را پنهان ، در جايى كه دوست نمىداشت اللّه تعالى كه عبادت كنند او را در چنين جايى ، مگر به ضرورت ؛ و مريم - دختر عمران - جنبانيد نخل خشك را به دست خود / 6 B / تا سبز و تازه شد و بار آورد و ميل نمود از آن خرماى تر ؛ و من داخل شدم در خانهء محترم خدا و خورانيد مرا از ميوههاى بهشت و نعمتهاى آن . پس چون خواستم كه بيرون « 1 » آيم ، هاتفى آواز داد كه اى فاطمه ! او را علىّ نام كن كه آن بلندمرتبه است ، و خداوند - علىّ اعلى - مىفرمايد كه نام او را از نام خود برآوردم ؛ و او را به ادب خود تأديب كردم ؛ و
--> ( 1 ) . س : بيران .