العلامة الحلي ( مترجم : حسيني شهرستانى )

22

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى )

گويند مانند ساير موجودات غير از ذات باريتعالى . و ممتنع الوجود آن است كه نسبت عدم براى او راجح باشد : و آن نيز بر دو قسمت است زيرا كه مرجح عدم او يا ذات او است پس آن را ممتنع الوجود بالذات گويند ، و اگر مرجح عدم او خارج از ذات باشد آن را ممتنع بالغير گويند مانند ممكناتيكه هنوز علت آنها موجود نشده است . و بعد از اين بيانات معلوم شد كه هر ممكنى : يا واجب الوجود بالغير است و آن ممكنى است كه علت آن موجود شده باشد ، و يا ممتنع بالغير است و آن ممكناتيست كه علت وجود آنها هنوز موجود نشده است . پس متصورات بر چهار قسم باشند واجب الوجود بالذات ، و بالغير و ممتنع الوجود بالذات ، و بالغير ، و اين تقسيم نسبت بخارج است و اما نسبت بذات پس از سه قسم خارج نيست چنانچه مشروحا بيان شد . شارح گويد : و ختم كنيم اين مبحث را بذكر دو فايده كه متوقفست مباحث آينده بر ذكر آنها . فايده‌ى اول : در خواص واجب بالذات است ، و براى آن پنج خاصيت است : اول آنكه واجب بالذات نميشود كه هم واجب بالذات باشد و هم واجب بالغير باشد زيرا كه معنى واجب بالغير آنست كه متوقف باشد وجود او بر وجود آن غير بنحويكه چون آن غير موجود باشد او موجود شود و چون آن غيرمعدوم گردد او هم معدوم گردد و در اين صورت واجب بالذات نخواهد بود و آن خلاف فرض است . دوم آنكه وجود و وجوب او زايد بر ذات او نيستند و اگرنه محتاج باشد به آنها و هر محتاجى ممكن خواهد بود .