العلامة الحلي ( مترجم : حسيني شهرستانى )

15

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى )

كه واجبست براى نماز و بايد تحصيل آب نمود براى آن با تمكن چه گر آن چيزى كه وجود واجب مطلق متوقف بر آن است واجب نباشد پس از دو صورت خالى نخواهد بود . يا اينستكه آن واجب بر وجوبش باقى خواهد بود و در اين صورت تكليف ما لا يطاق لازم آيد و آن محالست چنانچه تفصيلش بيايد انشاء اللّه مثل اينكه بگوئيم تحصيل آب براى وضوء واجب نيست و مع ذلك وضوء واجبست . و يا اينستكه آنواجب از وجوبش افتاده باشد پس واجب مطلق نخواهد بود مثل اينكه در مسئلهء وضوء بگوئيم كه اگر تحصيل آب ننمود با تمكن از آن وضوء واجب نباشد و اين منافات دارد با واجب مطلق بودن . و چون وجوب معرفت ثابت شد بدون اينكه مشروط باشد به شرطى و حاصل نميشود معرفت مگر باستدلال و نظر پس اين دو امر نيز واجب باشند با تمكن از آن . و بايد دانست كه نظر آنست كه امور معلومه را بنحو معينى ترتيب دهند تا اينكه از ترتيب آنها امر مجهوليرا معلوم نمايند و تفصيل اين اجمال آنست كه اولا تصور مينمايند مطلوب را كه غرض اثبات آن است آنگاه تحصيل مينمايند مقدماتيرا كه قابل باشند براى اينكه استدلال شود به آنها آنگاه ترتيب ميدهند بين اينمقدمات به نحوى كه بسبب آنها علم بمطلوب حاصل شود . مثل اينكه چون خواسته باشيم ثابت نمائيم حدوث عالمرا اولا تصور مينمائيم معنى عالمرا و مراد از حدوث را و بعد از آنكه دانستيم كه عالم عبارت است از تمام موجودات غير از ذات واجب الوجود و معنى حدوث را هم تصور نموديم كه وجود بعد از عدم است آنگاه ملاحظه مينمائيم در لوازم آن و چون ديديم كه از لوازم آن تغير است و هم ديديم كه اين وصف تغير در تمام اجزاء عالم موجود