مؤلف مجهول
69
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
[ 1 ] اگر واجب الوجود به ذات خود موجد « 1 » اين امور غيرواجب الوجود است ، لازم مىآيد كه يك شىء قابل باشد و فاعل ؛ و اين باطل است . [ 2 ] اگر موجد « 2 » اين امور غيرواجب نباشد ، لازم آيد احتياج واجب الوجود به غير و « 3 » احتياج واجب الوجود به غيرباطل است . تنبيه : بدانكه مصنّف - قدّس اللّه سرّه - دليل گفت بر نفى معانى ، و ذكر دليل بر نفى احوال نكرد بخصوصه ؛ جهت آنكه ثبوت احوال توابع معانى است ؛ و هر محلّ ثابت شد كه اللّه تعالى متّصف « 4 » به معانى زايده نيست ، نيز ثابت شد كه اللّه تعالى متّصف به احوال زايده نيست ؛ و چون اختصار مراد است در كلام ، پس اختصار نمود . و فقير كثير التّقصير مىگويد كه هر محلّ ، دليل بر اينكه اللّه تعالى متّصف نيست بر معانى زايده ، مغنى است از ذكر دليل بر نفى احوال ، همچنين ذكر نفى معانى مغنى است از ذكر نفى احوال . پس عدم ذكر نفى احوال مناسب بود . پس اختصار مطلوب است . پس تأمّل كن و فراگير . السابعة : أنّه تعالى غنىّ ليس بمحتاج ؛ لأنّ وجوب وجوده دون غيره يقتضى استغنائه عنه و افتقار غيره إليه . [ هفتم از صفات سلبى آن است كه اللّه تعالى غنى است و محتاج نيست ] هفتم از صفات سلبى آن است كه اللّه تعالى غنى است و محتاج نيست . از جهت آنكه وجوب اللّه تعالى و عدم وجوب غير وجود اللّه تعالى « 5 » مقتضى آن است كه اللّه تعالى مستغنى باشد از غير ، و غير اللّه تعالى محتاج باشد به اللّه تعالى ، و اين است حاصل كلام مصنّف .
--> ( 1 ) . س : موجود . ( 2 ) . س : موجود . ( 3 ) . س : - و . ( 4 ) . س : منصف . ( 5 ) . س : + و عدم وجوب وجود غير اللّه تعالى .