مؤلف مجهول
51
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
و نيز اين فقير كثير التقصير گويد كه اشاعره را اگر تكيه بر عقل بود ، اين حكايت نمىگفتند ؛ أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم . [ هشتم از صفات ثبوتى آن است كه اللّه تعالى صادق است ] الثامنة : « 1 » أنّه تعالى صادق ؛ لأنّ الكذب قبيح بالضرورة ؛ و اللّه تعالى منزّه عنه ، لاستحالة النقص عليه . هشتم از صفات ثبوتى آن است كه اللّه تعالى صادق است در هرچيز كه خبر دهد ، كه اگر صادق نباشد ، كاذب خواهد بود - علوّا كبيرا - از براى آنكه خبر منحصر است در صدق و كذب . از براى آنكه اين خبر مطابق واقع است ، صادق است ؛ يا مطابق واقع نيست ، كاذب است . اينكه مطابق واقع نباشد و « 2 » كاذب باشد ، باطل است . از براى آنكه كذب قبيح است ؛ و اين بديهى است ؛ و اللّه تعالى منزّه است از كذب . از براى آنكه كذب ، نقص است ، [ 12 ] و اللّه تعالى منزّه است از نقص . پس اللّه تعالى كاذب نباشد و باشد صادق ؛ و اين است مطلوب . تنبيه : بدانكه حقّ و صدق متّحدان بالذاتاند و مختلفان « 3 » بالاعتبار . از براى آنكه قول كه مطابق واقع است ، او را دو حالت است : يكى مطابقت قول مر واقع را و ديگر مطابقت واقع مر قول را ؛ جهت آنكه مطابقت از هر دو طرف است . پس ظاهر شد كه حقّ حال قولى است كه آن واقع است كه قياس كرده مىشود قول به اين واقع ؛ يعنى بودن قول است در حالىكه مطابق است مر امر واقع را ؛ و هر محلّ كه قياس كرده مىشود به واقع ، پس اين قول صدق است . اين است فرق ميانهء صدق و حقّ .
--> ( 1 ) . س : تنبيه . ( 2 ) . س : - و . ( 3 ) . س : مختلف .