مؤلف مجهول
44
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
موجودات از ازل تا ابد براى او « 1 » معلوم است ، و نيست در علم اللّه تعالى كان و كائن و سيكون ، بلكه موجودات از ازل تا ابد حاضر است نزد اللّه تعالى در اوقات آن موجودات ؛ و علم اللّه تعالى به جزئيات بر وجه كلّى است ؛ و علم اللّه تعالى به خصوصيات جزئيات نه از حيثيت دخول زمان « 2 » حال و ماضى و مستقبل است ؛ و علم اللّه تعالى هست ثابت و مستمرّ ؛ و متغيّر نمىشود اصلا ؛ و اللّه أعلم بالصواب . [ سوم قدرت واجب تعالى ] الثالثة : أنّه تعالى قادر عالم ؛ فيكون حيّا بالضرورة . سيّم از صفات ثبوتى آن است كه اللّه تعالى حىّ است . از براى آنكه اللّه تعالى قادر و عالم است ، چنانچه مذكور شد ؛ و هر قادر و عالم حىّ است ؛ از جهت آنكه علم و قدرت هردو مشروطند به حيات ، و ممتنع است وجود مشروط بدون شرط . پس اللّه تعالى حىّ است . اين است بيان كلام مصنّف . مخفى نماند كه اتّفاق نمودهاند در آنكه اللّه تعالى حىّ است . فامّا خلاف كردهاند در معنى حيات : متكلّمين گفتهاند كه حيات صفتى است كه موجب صحّت علم و قدرت است . و حكماى اشاعره و ابو الحسين بصرى كه از معتزله است ، مىگويند كه حيات به اين معنى است در اللّه تعالى كه صحيح باشد كه گوييم اللّه تعالى قادر است و عالم است . و معنى حيات به اين معنى حقّ است ؛ جهت آنكه بر قول اوّل لازم مىآيد كه حيات ، صفت زايد بر ذات باشد و اين باطل است . پس حقّ ، قول حكما و ابو الحسين است ؛ و دور نيست كه گفته شود كه اگر حيات اوّلا مناسبتر است ؛ جهت آنكه قدرت و علم مشروط است به حيات و ممتنع است وجود مشروط بدون شرط
--> ( 1 ) . س : - براى او . ( 2 ) . س : + و .