مؤلف مجهول
32
هداية الأصول ( شرح فارسى باب حادى عشر ) ( فارسى )
يا آن است كه واجب الوجود است لذاته در خارج ، اگر باشد معقول مقتضى وجود . و يا آن است كه هست اين معقول ممكن الوجود در خارج لذاته ، وقتى كه نباشد اين معقول تقاضاكننده چيزى را از عدم و وجود . يا آن است كه مىباشد اين معقول ممتنع الوجود در خارج لذاته ، اگر باشد اين معقول تقاضا كننده از براى عدم . مخفى نماند كه قيد « لذاته » در واجب از براى اخراج ممكن است كه واجب است بهسبب غير ؛ و در ممتنع از براى اخراج ممتنع [ 5 ] است بهسبب غير ؛ و در ممكن از جهت درج كردن اين دو قسم است ؛ يعنى واجب بالغير و ممتنع بالغير داخل است در ممكن . و اين قسمت ، قسمت حقيقى است . و لا شكّ فى أنّ هيهنا موجود بالضرورة « 1 » ؛ فإن كان الوجود « 2 » واجبا لذاته « 3 » و هو « 4 » المطلوب ؛ و إن كان ممكنا افتقر إلى موجد يوجده بالضرورة . يعنى شك نيست كه در اينجا موجودى هست . پس اگر باشد اين موجود واجب الوجود بالذات « 5 » ، ثبت المطلوب ، « 6 » و اگر « 7 » اين موجود ممكن الوجود « 8 » است ، احتياج است به ايجادكنندهاى كه موجود باشد كه ايجاد كند آن ممكن را ، و اين بديهى است . از براى آنكه دانستى كه وجود ممكن از غير است و محال است اثر كردن معدوم در موجود . فإن كان الموجد واجبا لذاته فهو « 9 » المطلوب ؛ و إن كان ممكنا افتقر إلى
--> ( 1 ) . س : - بالضرورة . ( 2 ) . س : - الوجود . ( 3 ) . س : - لذاته . ( 4 ) . س : - هو . ( 5 ) . س : - الوجود بالذات . ( 6 ) . س : الموجود ( 7 ) . س : - اگر . ( 8 ) . س : - الوجود . ( 9 ) . س : - لذاته فهو .