العلامة الحلي
41
إيضاح مخالفة السنة لنص الكتاب و السنة
الحكمة ، وخالفت السنة فيه حيث قالوا : معناه الاستبطاء لنصر الله وهو خطأ لا يجوز مثله على الأنبياء . بررسى علّامه در تفسير آية بيان كرده أهل سنّت مَتى نَصْرُ اللَّهِ را استبطاء وكند شمردن نصرت الهى معنا كردهاند . حال بايد ديد آيا أهل سنّت به چنين قولي ملتزمند ؟ آيا دانشمندان شيعه چنين تفسيري براي آية ارائه ندادهاند ؟ بهتر است ابتدأ تفسير شيخ طوسي را از آية بيان كنيم كه منبع اصلى علّامه در تفسير بوده است . وى مىنويسد : گروهى گفتهاند : معناى آن دعا وطلب پيروزى از خداست ودرهرحال جايز نيست معناى آن كند شمردن نصرت الهى باشد زيرا رسول مىداند كه خداوند پيروزى را از وقتي كه حكمت اقتضا مىكند به تأخير نمىاندازد . وگروهى گفتهاند : معناى آن كند شمردن نصرت الهى است امّا اين نظر اشتباه است وچنين سخنى بر أنبيا روا نيست مگر اينكه بهمعناى كند شمردن نصرت خدا در زماني باشد كه حكمت الهى تأخير آن را ايجاب مىكند وعبارت أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ رأى كسى را تقويت مىكند كه آن را بر سبيل استبطأ بداند . ملاحظه شد شيخ طوسي تنها به دو تفسير از اين عبارت اشاره كرده واشارهاى به اختلاف نظر فرق كلامي ننموده است واگر چنين اختلافى مشهور بود باتوجّه به روشى كه وى در تفسير خود دارد به آن اشاره مىنمود . علّامه هنگام تلخيص اين عبارات شيخ ، وجه استبطاء را به أهل سنّت نسبت داده است . علاوهبر اينكه شيخ طوسي تصريح كرد عبارت أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ مؤيّد قول دوّم است . « 1 » طبرسى در معناى آن مىنويسد : گفتهاند : اين سؤال طلب سرعت براي پيروزى موعود است همانگونه كه شخصي كه مورد امتحان قرار گرفته است چنين مىگويد ورسول اين سخن را فقط از روى تمنّا وآرزو گفت ونصرت الهى را كند شمرده است .
--> ( 1 ) . التبيان ، ج 2 ، ص 199 .