العلامة الحلي ( مترجم : شيخ مهدى نجفى اصفهانى )

مقدمه 11

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى )

كشف المكنون من كتاب القانون ، بسط الكافيه ، المقاصد الوافيه بقواعد القانون و الكافيه ، المطالب العليه ، لب الحكمه و اشعار در موضوعات مختلف و قصيده‌اى بلند دربارهء دانش و مال از جمله رشحات قلمى او در زمينهء شعر و ادب است . از ديگر آثار او آداب البحث ، جوابات المسائل المهنائية الاولى ، جوابات المسائل المهنائية الثانيه ، جواب السؤال عن حكمة النسخ ، اجازهء نقل حديث به قطب الدين رازى در ورامين ، اجازهء نقل حديث به مولانا تاج الدّين رازى در سلطانيه ، دو اجازهء نقل حديث به سيد مهنا بن سنان مدنى در حله ، اجازات متعدد به شاگردان و ديگر فقها ، وصيت‌نامه ، الغرية و مسائل سيّد علاء الدّين مىباشد . و اما كتاب ارشاد الاذهان كه اكنون با ترجمه و تصحيح دقيق‌ترى به زيور طبع آراسته مىشود . اين كتاب به تعبير علامه حلى « حسن الترتيب » است كه آن را بنا به درخواست فرزندش فخر المحققين محمد نگاشته است ، چرا كه پس از خطبه مىفرمايد : همچنان كه خداوند متعال اطاعت پدر و مادر را بر فرزند واجب كرده است ، همچنين بر ايشان واجب كرده است كه نسبت به فرزند شفقت داشته و خواسته‌هاى مشروعش را برآورده سازند . اين كتاب در فقه غيراستدلالى تدوين شده و همهء ابواب فقهى را دربر دارد . بسيارى مجموعهء مسائل مطرح شده در آن را پانزده هزار مسئله دانسته‌اند . ابواب اين كتاب از طهارت آغاز شده و به ديات ختم مىگردد . شواهد تاريخى عمدتا حاكى از اين است كه صورت‌بندى فقه شيعه به معناى علم قوانين اسلامى به طور نظام‌مند و كامل توسط شيخ طوسى در قرن پنجم هجرى شرايط دقيق‌ترى پيدا كرد و بعدها توسط صاحب شرايع و علامه حلى توسعه يافت . اين امر در كتاب ارشاد الاذهان تا حدى اين توسعه‌يافتگى خود را نشان مىدهد ، چراكه علامه حلى مسير فقهاى اماميه را آن‌چنان ادامه داد كه بر سنت سلف علاوه بر احاديث وارده از پيامبر ( ص ) و ائمهء معصومين عليهم السّلام كه اين خود براى استنباط احكام كفايت مىكرد به ادلهء عقليه و غيرمستقله از قبيل ملازمهء بين حكم عقل و شرع ، ملازمهء بين وجوب شىء ، وجوب مقدمه و مانند اينها استناد مىكرد و پاره‌اى از احكام را استنباط مىنمود . از اين جهت ارشاد الاذهان محصول چنين روش‌هايى است و حتى علامه در ابواب مختلف اين كتاب علاوه بر مسئله ، قالب‌هايى نظير ضابطه ، قاعده ، افهام ، ايضاح ، قانون ، ارشاد ، تفهيم ، تنبيه و تتمه نيز به كار مىرود تا نه تنها در كتاب ، توضيح مسائل صورت پذيرد بلكه از جوانب مختلف و متناسب با نيازهاى آن زمان به بسيار سؤالات مطروحهء فقهى پاسخ عملى درخور داده شود . كتاب ارشاد الاذهان در قرن