على ابو الحسنى ( منذر )
71
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
بعد آخوند سر برداشته و مىگويد : « جواب را پيدا كردم » ! و سراغ سيد را مىگيرد . « 1 » آشيخ على شاهرودى - از شاگردان آخوند ، كه به درس سيد نيز رفته بوده است - مىگويد : - خوب شد سيد رفت و الا اگر مانده بود ، به مجرّد شنيدن پاسخ شما ، چند نقض ديگر به شما وارد مىكرد كه شما بايد براى يافتن پاسخ آنها ساعتها فكر مىكرديد ! . . . * ايضاح : آيت اللّه حاج آقا موسى زنجانى فرمودند : حاج آقا رضا صدر از قول مرحوم سيد احمد خوانسارى نقل كرد كه سيد اشكال خويش را با اين مثال مطرح ساخته بود : چنانچه مالك زمينى به شخص ديگر بگويد : من اجازه مىدهم از اين زمين كه مال من است و رفتن تو در آن جنبهء تصرف عدوانى در ملك غير دارد ، عبور كنى ، به شرط اينكه پس از عبور از زمين وضو بگيرى ، و بدون وضو گرفتن راضى نيستم داخل زمين من بشوى ، آيا چنين ترخيص مشروطى عقلا اشكالى دارد ، كه شارع ، آن را معتبر شمارد ؟ در يادداشتهاى مرحوم آيت اللّه العظمى اراكى نيز ، شرح داستان فوق و تقريب اشكال سيد به آخوند ، به نقل از « آقا سيد احمد » ، چنين آمده است : مرحوم آقا سيد كاظم و مرحوم آخوند قدّس سرّهما يك وقت در اوايل امرشان كه هنوز رياست تامّه پيدا نكرده بودند ، هردو درسشان در مقدمهء موصله واقع مىشود و اول [ - صاحب عروه ] مثبت و ثانى [ - آخوند خراسانى ] نافى ، بلكه مدّعى عدم معقوليّت [ اين امر ] بوده است . شاگردى كه در هردو درس حاضر بوده است متحير مىشود . چه ، در هريك از دو درس كه مىنشيند حرف صاحبش را تمام مىبيند و قوّهء تميز صحيح از سقيم نداشته است . لهذا هردو را دعوت مىكند در منزل خود براى نهار . همينكه هردو مجتمع مىشوند ، مرحوم آخوند رو مىكند به آقا [ سيد محمد كاظم يزدى ] كه : شنيدهام شما مقدمهء موصله را قائليد . مىگويد بلى . آخوند مشغول اقامهء برهان بر عدم معقوليّت مىشود كه تأسيس نموده است در اصول و آقا ساكت مىنشيند تا وقتى كه آخوند فارغ مىشود .
--> ( 1 ) . آيت اللّه شبيرى پس از نقل ماجراى فوق ( از طريق آقاى اخوان مرعشى ) افزودند : « من پاسخى را كه به ذهن مرحوم آخوند رسيده حدس زدهام » . متأسفانه اين بنده راقم سطور ، در آن زمان پاسخ احتمالى آخوند را از جناب شبيرى نپرسيدم و سالها بعد نيز كه مطلب را با ايشان در ميان نهادم ، فرمودند پاسخ مزبور را در خاطر ندارند ، و بايد فراغتى بيابند تا پيرامون آن بينديشند .