على ابو الحسنى ( منذر )
7
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
درود بر او كه به ما « رسم انديشيدن و ايستادن » آموخت ! ايستاد . . . - ايستادنى سترگ - در برابر طوفان - طوفان سهمگين - چونان تك درخت كوير ، رشيد و استوار : آكنده از حرارت خورشيد ، آمخته با تپانچهء سيلاب و سيلى آفتاب ، صيحهء صاعقه و غرّش طوفان ! پايدار در هجوم شنهاى روان ، كه اژدهاوار ، تنوره مىكشند و هرچه را كه « سبز حيات » است در كام مىبرند . آشناى كوير بود . . . با روزهاى سخت و سوزان ، و شبهاى رازآلود و كهكشانى آن :