على ابو الحسنى ( منذر )
61
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
در سامرا به درس ميرزاى شيرازى دوم رفتيم . ايشان اين فرع را عنوان كرده بود كه : « من علم انّه ترك سجدتين و لا يدرى انّه من اىّ ركعة . . . » ، كه فرع معروفى است . آن مرحوم كه متفكر عجيبى بوده است « 1 » يكى دو ماه راجع به فرع مزبور بحث كرد و مرتب هى احتمال داد و سپس رد كرد و باز احتمال تازهاى را مطرح ساخت و آن را نيز رد كرد و مجددا طرح احتمال ديگر و ردود و نقوض تازه بر آنها ، و بدينگونه يكى دو ماه را با اين بحث گذراند . ما يك دوره در درس ايشان شركت داشتيم و از همهء ايرادها و جوابهاى قابل طرح مسئله مطلع گشتيم . سپس به كوفه رفتيم . كنار شط چادرى زده و نشسته بوديم كه ديديم سيد از شط بيرون آمد . از وى خواهش كرديم كه به چادر ما بيايد و او نيز پذيرفت . در خلال صحبت و گفتگو با ايشان ، من مسئلهء ياد شده را مطرح كردم : « من علم انّه ترك سجدتين . . . » . سيد همينطور كه شطب ( چيزى شبيه پيپ يا چپق ) مىكشيد فرمود : اينجور بگوييم چهطور است ؟ و يكى از پاسخهاى احتمالى در مسئله را كه مرحوم ميرزاى دوم نيز مطرح ساخته بود ذكر كرد . خواستم بگويم : اين احتمال ، اين اشكال و ايراد را به همراه دارد ، كه سيد مجال نداد و خودش فرمود : ولى نه ! اين اشكال بر اين پاسخ وارد است ! سپس پاسخ جديدى را مطرح كرد كه مرحوم ميرزاى دوم در سر درس مطرح ساخته بود و فرمود : اينطور بگوييم چهطور است ؟ من باز خواستم پيشدستى كرده و بگويم : اين پاسخ نيز اين اشكال را دارد ، كه باز خودش فورا آن اشكال را مطرح كرد و گفت : ولى اين پاسخ نيز خالى از اشكال نيست و اشكال را گفت . سپس يكىيكى احتمالات مطرحشده در درس ميرزاى دوم را همانجا فى المجلس و با اندكى تأمل مطرح كرد و پاسخ داد و خلاصه همانطور كه نشسته و در بحر فكر فرورفته بود ، هى ان قلت قلت كرده اشكال و جواب مطرح نمود و تمام مباحث ميرزا - در طول يكى دو ماه - را بيان فرمود !
--> - بر ما بودند ، ولى متأسفانه با اين مقام رفته و مشغول ملكدارى شدهاند . يكى از اطرافيان - آقاى فاضل لنكرانى يا كس ديگر - مىگويد : خب ، الآن كه شما مقدميد . آقاى بروجردى مىگويد : « نه ، الآن هم او مقدم است » ! و مجددا اظهار ناراحتى مىكند كه چرا شخصيتى با اين فضل سراغ ملكدارى رفته و مرجعيت را وانهاده است ؟ ! حاج آقا حسن فريد اراكى همچنين نقل مىكرد كه : پدرم گاهى با آقاى حاج شيخ عبد الكريم حائرى [ مؤسس حوزهء علميهء قم ] صحبت علمى مىكردند . ( 1 ) . مرحوم عصار كه در دقتنظر ممتاز بود و هيچكس را قبول نداشت دربارهء مرحوم ميرزاى دوم مىفرمود : وى مجسمهء فكر بوده است - آيت اللّه شبيرى .