على ابو الحسنى ( منذر )
44
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
اشكالى مىكند به حرف وى توجه كامل كرده و پاسخش را مىدهيد ، اما هرگاه يكى از ما ( كه همه عرب و همزبان شماييم ) اشكالى مىكنيم توجهى نشان نمىدهيد . ايشان در پاسخ آن طلبهء عرب ، با اشاره به آخوند و سيد فرموده بود : - ما تقول ؟ ! هذان مجتهدان ان قاما و ان قعدا ! چه مىگويى ؟ ! اين دو مجتهدند ، چه برخيزند و چه برنشينند . * حرمت به ميرزاى شيرازى استاد ديگر سيد ، ميرزاى شيرازى ، نيز به وى توجه داشت و اين را ، از جمله ، از تصميم ميرزا به فرستادن سيد ( به پيشنهاد مقلّدان افغانى خويش ) به افغانستان مىفهميم ، كه البته سيد نپذيرفت و داستان آن خواهد آمد . متقابلا سيد نيز ، همچون نوع بزرگان آن عصر تا امروز ، براى ميرزاى بزرگ بهاى بسيار قائل بود . نامهء زير ، كه سالها پس از درگذشت ميرزا ، توسط سيد و در مقام توصيهء نوهء دخترى ميرزا به يكى از تجار ايران نوشته شده كاملا گوياى ارادت سيد به ميرزاى بزرگ است . در اين نامه ، صاحب عروه به حاج باقر تاجر بهبهانى مقيم بوشهر ، سفارش مىكند كه موكب آقا ميرزا احمد ( نوهء ميرزا ) را در آن صفحات گرامى داشته و به رفع حوائج وى همت گمارد : بوشهر ، ان شاء اللّه تعالى خدمت جناب مستطاب عمدة الاخيار ، كهف الحاج و العمار ، آقاى حاج باقر تاجر بهبهانى مشرّف شود . * * * بسم اللّه الرحمن الرحيم به عرض مىرساند : ان شاء اللّه تعالى همواره وجود ذيجود مسعود آن جناب مستطاب عالى با كمال عزت و تمكين در كنف حفظ و حراست حضرت اقدس بارىتعالى جلّ شأنه و عظمت منّته ، مصون و محروس و به مزيد تأييد مؤيّد و مخصوص بوده باد . تلوا تصديع مىنمايد كه جناب مستطاب شريعتمدار ، علم الاعلام ، مروّج الاحكام ، ثقة الاسلام ، آقاى آقا ميرزا احمد دام علاه ، سبط حضرت رضوان مقام آية اللّه العظمى آقاى ميرزاى شيرازى قدّس سرّه العزيز ، به واسطهء كثرت « 1 » ابتلاء به ديون فوق الطاقه لا بدّ از مسافرت به آن صفحات شدهاند . رجاء واثق آنكه ان شاء اللّه تعالى در تجليل و تبجيل ، و در كفايت مهامّ ايشان تسبيبا يا
--> ( 1 ) . در اصل : كثرة .