على ابو الحسنى ( منذر )
153
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
احتمال قوى مىدهم در اينجا ماندنى باشد . . . بعد از انقضاء مجالس [ ختم شرابيانى ] محرمانه شنيدم تصديق از آقاى آخوند كرده بوده درموردى ، ولى به . . . [ تحريك ] امام جمعه و شيخ فضل اللّه بوده » است . در ادامه ، ضمن تأكيد بر شهرت حاج سيد على « به ورع و تقوى » مىگويد : « من چند مجلس او را ملاقات كردم » و گفتم « اولا شما مراتب ديانت و صيانت » نفس صاحب عروه را مىدانيد « و مراتب علميهء ايشان « هم كه الحمد لله بر شما مخفى نيست » ، علاوه شما با ترويج ايشان ، درواقع از خود ترويج كردهايد . افزون بر اين به پدر همسرم ( صدر العلماء راونجى ) نيز سپردم كه در اين زمينه با وى گفتگو كند و « بالاخره بنا شد بعد از اين ، بر خلاف سابق رفتار نمايد » و تحتتأثير امام جمعه و شيخ فضل اللّه واقع نشود . « بههرحال تعليقهء مباركه هم كه دهم ماه مبارك به او مرقوم داشته بوديد در خوب موقعى رسيده بوده است . به او هم گفته [ ام ] كه شرح مراتب واقعيت و وضع خوش و ترويجات شما را به شرع ، خدمت آقا عريضه خواهم كرد . غرض آنكه بعد از اين بيشاز سابق با او مكاتبه نماييد و شروع تعريفاتى كه حقير نوشتهام اشاره فرماييد كه اسباب دلگرمى او بشود و الحق چند مجلس شنيدهام كه بعد از آن بناى ترويج گذاشته است . بايد دل اين نحو مردم را گرم نمود ، واقعا به هزار كار مىآيد . زياده در اين باب صحبت نكنم . . . تأكيد عرض كنم : خصوصيت با آقا سيد على خيلى لازم است » . سه ماه بعد از نگارش اين نامه ، مرجع بزرگ ديگر شيعه ، آيت اللّه شيخ محمد حسن مامقانى ، نيز كه ايضا مقلدان پرشمارى در بين تركزبانان ايران داشت ، درگذشت و اهميت و فوريت اجراى سياست « دلگرمسازى » ! توسط سيد چند برابر گشت . اما دريغ از حتى اندكى توجه سيد به اين فرصت و موقعيت استراتژيك ! سفارشهاى « معقول » و « سوداگرانهء » سيد احمد به پدر در 7 شوال 1322 ، نه تنها نزد سيد ، مقبول نيفتاد ، بلكه همان چشمهء آبباريك مكاتبات سيد با حاج سيد على يزدى را نيز خشكاند ! بهگونهاى كه - چنان كه فوقا گذشت - حاج سيد على 4 ماه پس از ارسال نامهء پرتأكيد سيد احمد به پدر راجع به وى ، در نامهء حدود صفر 1323 خويش به صاحب عروه شديدا از بىتوجهى صاحب عروه به خدمات خويش به ايشان گله كرد و اين نشان مىداد كه سيد ، همهء آن سفارشهاى معقول و سوداگرانه را ( كه بوى « دنيا » و « رياست » مىداد ! ) ناديده گرفته و در آن فاصلهء زمانى ، و برههء خطير و حساس ، هيچ نامهاى به حاج سيد على ننوشته بوده است !