على ابو الحسنى ( منذر )

151

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

از آن ناحيهء مقدسه ، اقدامى و اهتمامى در رفع گله مكشوف نشده ، تغيير وضعى ، تبديل به احسنى ، مشهود نگشته مزاحمت و تصديع را وقعى نبود ، بالخصوص تذكر و استحضارم خدمات فائقه را ، كه بىشك عشرى از آن از هركس مرئى و محسوس گردد نهايت ملاطفت و همراهى را مستحق است و جز غمض و تغامض را احساس نكردن كه گويا آنها را اصلا وقعى نگذاشته و كأن لم يكن انگاشته‌ايد بيشتر دامن‌گير است » ! صاحب عروه به نامهء گلايه‌آميز حاج سيد على يزدى ، پاسخى مىدهد كه كاملا نشان از « بىهوايى » وى داشته و حكايت از آن دارد كه وى ، نه « طالب رياست » ، بل « شيفتهء خدمت » بوده است . صاحب عروه در پاسخ خويش اولا از درگاه الهى مىخواهد كه سيد على يزدى را « پيوسته به ترويج دين مبين و تأييد شرع متين و تشييد مبانى و اركان شريعت حضرت سيد المرسلين و اهل بيت طاهرين - سلام اللّه عليهم اجمعين - مسدّد و » موفّق بدارد ( مفهوم اين كلام ، آن است كه هدف حاج سيد على ، بايد نه « ترويج اشخاص » ، بلكه « تأييد و تقويت دين خداوند » باشد ) . ثانيا خدمات وى در ترويج و تبليغ مرجعيت خويش را ، در اصل ، متوجه « اعلاء كلمهء حقهء ملت غرّاء و شريعت بيضاء » ( و نه تأييد شخص خاص ) قلمداد كرده و اظهار اميدوارى مىكند كه خدمات مزبور ، « منظور نظر مبارك حضرت حجة اللّه فى الارضين امام عصر عجل اللّه تعالى فرجه » باشد ( يعنى ، اگر اين خدمات را براى خدا انجام داده‌اى ، مزدش را نيز نه از امثال من ، بلكه از خداوند متعال و ولىّ اعظم او « عج » طلب كن ) . در ادامه ، علت عدم نامه‌نگارى با حاج سيد على يزدى را ناشى از « كثرت مشاغل » خويش در انجام مسئوليتهاى دينى و « تراكم امور شرعيهء عامّهء مسلمين » شمرده و نهايتا نيز نامه را با اين جمله پايان مىدهد كه : بر سركار البته معلوم است كه هيچ‌وقت غير از مرضات حضرت خالق متعال و آسايش نوع مسلمين غرضى نداشته و ندارم . يعنى ، مرام من ، خدمت به خدا و مسلمانان است ، نه صعود بر بام رياست بر آنان . در بخشهاى آتى ، از نامهء سيد على يزدى و پاسخ سيد به او ، باز هم ، به متاسبت ، سخن خواهيم گفت . درواقع ، همت صاحب عروه ، از دنيا و دنياوى ، فراتر بود و جهان مادّى ، در چشمش ، خرد و كوچك مىنمود . به قول سنائى غزنوى : ز آن بر او تنگ شد جهان سترگ * كه جهان خُرد بود و ، مرد بزرگ