على ابو الحسنى ( منذر )

144

فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )

حال هم هرچه بفرماييد اطاعت مىكنم و مقدارى هم از جامع عباسى كه موجود است آنها را هم گفته‌ام در صندوق بسته حمل كرمانشاه نمايند كه ارسال نجف‌اشرف بشود . اگر رسالهء ديگرى هم محتاج به طبع شد لا بد يك نفر صحيح را معرفى خواهم كرد كه رجوع به او بشود . اما رسالهء منتخب را چون اين اوقات خيلى طالب پيدا كرده بود بعضى از كتابفروش‌ها را وادار كردم دو سه چاپ كرده‌اند و مىفروشند و كذا ساير رساله‌ها را خواهند نمود . آن رسالهء شربيانى را هم با كسى صحبت كرده‌ام و بنا شده به طبع برساند . . . بهرحال ، غرض آنكه ملاحظهء حقير هم در طبع كتب همين اندازه بوده است كه مراقبت حقير در تصحيح و غيره بوده است ، بيش‌از اين مداخله نداشته‌ام و نظر به انتفاع جزئى از آن نبود كه خلاف زىّ « 1 » شده باشد ، خاطر مبارك آسوده باشد . زياده جسارت است . در باب آن قبض 25 تومان حاجى ابراهيم قزوينى دو تومان آن را داده و پانزده تومان ديگر را گفته است در غرّهء ماه رجب خواهم داد و جواب مرقومهء عالى را هم عريضه نوشته بودند كه هفتهء قبل فرستادم ، لابد به نظر مبارك رسيده است . زياده جسارت است . همواره التماس دعا دارم و اميدوارم از توجهات و انفاس قدسيه ، اصلاح جميع حالات بشود و السّلام . احمد الطباطبائى النجفى . در بيمارى فوت سيد نيز ، چنان كه مشهور است ، زمانى كه وصاياى خويش راجع به واگذارى وجوه شرعى موجود به مرجع بعدى را به پايان رسانيد و 4 فقيه درستكار و امين را عهده‌دار انجام اين مسئوليت نمود ، نوادهء بزرگ سيد حاج آقا رضا طباطبايى ( مؤلف كتاب « بزم ايران » ) برخاست و به سيد عرض كرد : شما احفادى از ذكور و اناث داريد كه پدران آنها در زمان حيات خودتان فوت كرده و بعد از شما طبعا بىسرپرست خواهند ماند . چيزى ( از اين وجوه شرعى ) براى اين احفاد معيّن كنيد كه پس از شما محتاج به ديگران نشوند و با فراغت خاطر ، به درس و بحث خود ادامه دهند . مرحوم سيد با ضعف شديدى كه داشتند خطاب به نوادهء خود فرمودند : - احفاد من ، بعد از فوتم ، از دو حال خارج نيستند : يا متديّن مىمانند و يا از طريق تديّن خارج مىشوند . اگر متدين باقى بمانند خداوند كفيل رزق و روزى آنها است و آنها را در شدت عسر نمىگذارد . اگر هم از طريق تدين خارج شوند چگونه من از مالى كه تعلق به من ندارد به آنها كمك كنم ؟

--> ( 1 ) . يعنى خلاف رويّه و شأن روحانيت .