على ابو الحسنى ( منذر )
142
فراتر از روش « آزمون - خطا » ! : زمانه و كارنامه سيد يزدى " صاحب عروة " ( فارسى )
دائمى سيد احمد نزد پدر ، و گلايهء شديد از وى بابت نفرستادن پول براى وى يا نكول براتهاى ( به رغم استمداد مكرر از پدر ) مىباشد كه سبب شده است سيد احمد از پس اداى قروضى كه براى تأمين مخارج روزانهء خويش از اينوآن گرفته برنيايد و زير بار خجالت و فشار طلبكاران باقى بماند . نامههاى مزبور ، به وضوح حاكى از عدم استفادهء آن مرجع پارسا از بيت المال مسلمين ( وجوهات شرعى ) براى مصارف شخصى و خانوادگى است و با مطالعهء آنها به روشنى درمىيابيم كه منطق سيد در عمل چنين بوده است : مصرف بيت المال در امور شخصى و خانوادگى ، روا نيست ! بر پايهء اين نامهها ، سختى و تنگى معيشت سيد احمد ( باوجود تأهل و داشتن فرزندان متعدد ) همواره مايهء شكايت او به پدر بوده است . بهعنوان نمونه ، در نامهء سيد احمد به پدر از قم ( هنگام ورود به ايران از عراق ) در 14 شعبان 1322 ق مىخوانيم : « در باب مخارج هم ، خود حضرت عالى بهتر مىدانيد . ناگفته مىدانى و ننوشته مىخوانى . خواستم شهريهء دو ماه را اقلا حواله نمايم . باز ترسيدم شايد خاطر مبارك آزرده شود . لذا حواله ندادم ، در قم منتظرم كه حوالهء سركار عالى برسد » . اظهار تنگدستى به پدر ، در نامههاى بعدى سيد احمد نيز ، مورخ 14 و 28 شوال و 20 ذى قعدهء 1322 ، و حدود اوايل محرم 1323 ، 16 و 22 ربيع الثانى ، 14 صفر و نيمهء جمادى الثانى 1323 ، 10 صفر و 25 رجب و حدود شوال 24 ، ادامه مىيابد . سال 1323 برادر سيد احمد ، سيد على طباطبايى ، نيز با وى در تهران مىزيست ( او بعدا نزد پدر به نجف رفت ) . امساك سيد از ارسال وجوه شرعى براى مصارف شخصى فرزند خويش : سيد احمد ، برادر وى سيد على را به توصيه واداشت و در نامهء حدود صفر 1323 به صاحب عروه نوشت : « . . . در باب رسانيدن شهريهء اخوى سيد احمد مضايقه نفرماييد . اولا كه اين بيچاره چه كند ؟ گدايى كه نمىشود كرد ! يك صورت اذن هم از حضرت عالى خواست آن را هم نداديد ، استدعا دارم كه از وجه مخارج او مضايقه نكنيد . از بيچارگى شايد منجر به افتضاح شود و صرف ندارد . مخارج او را بدهيد و از او آثار بزرگ متوقع و مترصد باشيد » . البته ، خود سيد على نيز - در ايام اقامت تهران - وضعى چندان بهتر از برادر نداشت و لذا در پاياننامهء سلخ « 1 » محرم 1323 راجع به
--> ( 1 ) . سلخ : روز آخر ماه .