السيد اليزدي
78
سؤال و جواب ( استفتائات و آراء سيد يزدى صاحب عروة الوثقى ) ( فارسى )
عموم از آن أخبار ، مثل خبر اول ، چون ظاهر آن اين است كه منع آن حضرت از نافله در شهر رمضان به لسان اعم بوده است . و مع ذلك دليلى از براى جواز نيست إلا اطلاقات أخبار استحباب جماعت ، و تمسك به آنها مشكل است از جهت اين كه در مقام بيان عموم نيستند . و أيضا منصرف به معهود مىباشند ، يا اين كه مقيدند به ادله متقدمه . و إلا بعض اخبار داله بر جواز جماعت در مطلق نافله ، و التزام به آن بعيد ، و تخصيص به مثل غدير دليل ندارد ، با اين كه معارضه نمىكنند با أخبار متقدمه . و ممكن است حمل اينها بر تقيه إلا ما ارسله الحلبيّ « 1 » و آن ضعيف است به ارسال ، با اين كه ممكن است استفاده كرده باشد از خبرى كه دلالت ندارد ، پس تمسك به آن مشكل است ، و إلا دعوى اين كه عيد است و جماعت در عيد جايز است ، ضعف اين ظاهر است . و بالجمله وجهى از براى جواز نيست . و قاعده تسامح نيز جارى نيست ، چون احتمال حرمت مىرود . و احياء عيد غدير ممكن است به عمل به ساير وظائف آن از قبيل اطعام نحو آن . ( و اللَّه العالم ) . سؤال 141 [ شرطيّت عدالت و وثوق در امام جماعت ] در امام جماعت عدالت لازم است ، يا آن كه وثوق كفايت مىكند ؟ بر تقدير كفايت ، معنى وثوق را مبين فرمائيد ! جواب : لازم است عدالت ، كه آن ملكه راسخه اجتناب از معاصى است ، يا استقامت فعليه اگر چه هنوز به حد ملكه نرسيده باشد على وجه ، اگر چه اعتبار ملكه احوط است . و وثوق ، در صحت امامت كافى نيست . بلى ، در طريق ثبوت عدالت كفايت مىكند وثوق . و لازم نيست علم به حصول آن و نه بينه شرعيه ، بلكه وثوق به حصول آن هم كافى است . و معنى وثوق ، اطمينان به حصول شيء است مثل اين كه در اين مقام اطمينان داشته باشد به اين كه اين شخص داراى ملكه عدالت است از روى شياع ، يا معاشرت ، يا نحو اين دو ، و قوله صلى اللَّه عليه و آله : صل خلف من تثق به « 2 » معناه من تثق و تطمئن بعدالته . سؤال 142 [ بودن قرآن پشت سر نمازگزار ، سببيّت جماعت براى حرام ] صلاة جماعت امام در جائى باشد كه بعض از مأمومين در حال صلاة استدبار به قرآن مىكند مثلا ، آيا بر تقدير حرمت آن ، صلاة امام صحيح است ، يا نه ؟ و هكذا .
--> ( 1 ) الكافي في الفقه ، ص 160 . ( 2 ) عين اين عبارت در كتب اربعة و وسائل الشيعه نيست . بلى ، در روايات آمده است : لا تصل إلا خلف من تثق بدينه . كافى ج 2 ، 374 ، تهذيب الأحكام ج 3 ، ص 266 ، وسائل الشيعة . ج 5 ، ص 389 .