السيد موسى الشبيري الزنجاني
7784
كتاب النكاح ( فارسى )
كلمه غلو وارد شد ، دليل بر تضعيف نيست ، خيلى از تضعيفاتى كه نقل شده به مناط غلو است ، كه اگر معارض نداشته باشد ، چون دليلى بر اعتبار روايت نيست ، روايت ساقط مىشود . ولى در مورد محمد بن فضيل مرحوم نجاشى مىگويد كتابش را جماعتى نقل مىكنند ، كه يكى از آنها محمد بن حسين بن ابو الخطاب است كه از اجلاء ثقات است ، مرحوم شيخ هم راوى كتاب را على بن حكم قرار داده كه او هم از اجلاء ثقات است ، و روشن است كه اينها كتاب كسى را كه غالى است ، نقل نمىكنند و پيداست كه اينها او را غالى نمىدانند و نقل مىكنند ، مرحوم نجاشى هم كتابش را بعد از شيخ نوشته ، و اشكالى نسبت او نياورده است ، اكثار مطلقات روايات را هم به حسب ظاهر بايد به همين محمد بن فضيل بن كثير نقل كرد ، چون اكثار روايات معمولًا از كتب است ، اجلاء و افراد مختلف روايت كردهاند و ما بايد روايت او را بپذيريم . خلاصه ، روايتهايى كه محمد بن فضيل در سندش واقع شده است ، معتبر است ، هر چند ما او را با محمد بن قاسم بن فضيل متحد نمىدانيم ، و اصولًا براى اثبات اعتبار روايت نيازى به اثبات اتحاد اين دو نفر نداريم . از نظر زمانى هم مشكلى به سند وارد نيست چون محمد بن فضيل ، حضرت صادق عليه السلام را درك كرده است ، ابو حمزه هم بعد از حضرت صادق عليه السلام زنده بوده است ، و سال فوت او سال صد و پنجاه است كه دو سال بعد از وفات حضرت صادق عليه السلام است ، قصه معروفى هم هست كه امام زمانش را تشخيص داده كه چه كسى است . پس ما محمد بن فضيل را معتبر مىدانيم چه مستقيم از ابى حمزه نقل كرده باشد و چه با واسطه ابى الصباح كنانى و به هر حال در سند اين روايت اشكالى نيست . بحث دلالى : در متن روايت يك تعبيرى است كه از آن استفاده مىشود كه اول تا