السيد موسى الشبيري الزنجاني
7738
كتاب النكاح ( فارسى )
اجزاء شرايط ايجاد توسعه مىكنند يا اينكه به عنوان طريق نسبت به آنها مطرح هستند ؛ مثلًا آيا « لاتنقض اليقين بالشك » مفادش بيان توسعه در طهارت شرط صلاة است به اينكه آن طهارت اعم است از طهارت واقعيه و طهارت مستصحبه يا خير ؟ پس اگر كسى با استصحاب طهارت لباسش نماز بخواند و بعداً معلوم شود كه لباسش نجس بوده است آيا نمازش محكوم به صحت است يا بطلان ؟ مرحوم آقاى آخوند قائل به اجزاء است . ولى به نظر ما قول به اجزاء دچار اشكالاتى است كه از آن جمله اين است كه اگر چنين حرفى صحيح باشد ، پس بايد نسبت به موانع صلاة هم بيايد در حالى كه در مثالى كه بيان مىكنيم اينچنين نيست و آن اينكه اگر كسى شك دارد كه آيا لباسش پاك است يا نه ؟ اگر حالت سابقهاش نجاست بوده باشد و با استصحاب محكوم به نجاست باشد ، ولى اين شخص به قصد رجاء با آن لباس نماز بخواند و بعداً معلوم شود كه لباس او در واقع پاك بوده است ، هيچ كس در اين صورت حكم به بطلان نماز او نمىكند . در حالى كه مقتضاى ايجاد توسعه توسط ادله ظاهريه ، توسعه يافتن نجاست مانع صلاة از واقعيه به اعم از واقعيه و مستصحبه است ، كه نتيجهاش بطلان نماز مىشود . خلاصه اينكه قائلين به اجزاء در استصحاب مىگويند : ثمره اجزاء در استصحاب شقاق در اينجا اين است كه اگر بعداً ببينند كه شقاق مرتفع شده بوده است ، با استصحاب حكم مىشود كه شقاق موجود است و با وجود شقاق ، وكالت موجود بوده و عمل وكيل نافذ خواهد بود و اما بنابر قول به عدم اجزاء ، ديگر استصحاب چنين ثمرهاى نخواهد داشت . و لذا حل مشكل اينجا به واسطه استصحاب بنابر قول به اجزاء در آن ممكن است كه ما آن را قبول نداريم و شاهدش را هم گفتيم كه هيچ كس قائل به بطلان در مثال ياد شده نيست و قول آقايان به اجزاء كه خيلىها گفتهاند و در بعضى از موارد هم دعواى اجماع شده است ، در مواردى است كه جنبه تسهيلى دارد مثل اختلاف فتوى ؛ كه اگر فتواى او