السيد موسى الشبيري الزنجاني
7720
كتاب النكاح ( فارسى )
اشكال تعلق حكم به خوف شقاق : با توجه به اينكه موضوع حكم به بعث حكمين ، عبارت از شقاق محقق است و هدف حَكَمين ايجاد صلح در بين آنهاست ، اين اشكال مىشود كه پس چرا در قرآن تعبير به خوف شقاق شده است كه ظاهرش عبارت از يك امرى است كه خوف از تحقق آن در آينده است ؟ راهحلهاى اشكال مذكور راه اول : اگر چه معناى حقيقى شقاق عبارت از همان مطلق كراهت طرفين نسبت به يكديگر است ، لكن در آيه شريفه اين كلمه به طور مجازى در تمام الكراهة و بالاترين مرحلهاش استعمال شده است ، پس معناى آيه اين مىشود كه اگر ( در كراهت طرفينى پيش آمده ) از رسيدن به مرتبه تامه كراهت مىترسيد حكمى را از اهل او و . . . . راه دوم : خوف را مجازاً به معناى علم بگيريم و شقاق را به همان معناى حقيقى آن كه مطلق كراهت است بگيريم ، كه در اين صورت هم معنايش چنين مىشود كه اگر قطع به تحقق فعلى مطلق كراهت در بين زوجين پيدا كرديد ، حكمى را از اهل او و . . . . لايقال : كه اين راه حل نمىتواند اشكال را دفع نمايد ؛ چرا كه قطع به شقاق همانطورى كه به شقاق فعلى تعلق مىگيرد ، به شقاق گذشته و همينطور به شقاق آينده هم مىتواند تعلق بگيرد مثل اينكه انسان با شناختى كه از زوجين دارد به طور قطع مىداند كه در آينده دچار شقاق خواهند شد . در حالى كه موضوع براى حكم به بعث فقط عبارت از شقاق متحقق فعلى است . فانه يقال : كه مقتضاى اطلاق در استعمال امثال علم ، يقين و شك اين است كه متعلق آنها هم مثل خودشان ، فعليت و حاليت داشته باشد و لذا حديث « لاتنقض اليقين بالشك » را دليل بر استصحاب قرار دادهاند نه براى قاعده يقين و شك سارى ؛