السيد موسى الشبيري الزنجاني
7707
كتاب النكاح ( فارسى )
اشكال « جواهر » بر « مسالك » : مرحوم صاحب جواهر مىگويد در اين جهت فرقى بين هجر و ضرب وجود ندارد ؛ چرا كه اگر چنانچه ظواهر ادله نتوانند در مقابل اصالة الاحتياط بايستند و حجيت خود را داشته باشند ، پس در مورد هجر هم بايد احتياط بيايد و جوازش را مختص به بعد از تحقق نشوز بنمايد . تاييد كلام « مسالك » : اگرچه ما بر كلام شهيد ثانى صحه نمىگذاريم ، لكن حرف او واضح البطلان هم نيست ؛ چرا كه ملاك حجيت ظواهر عبارت از بناء عقلاء است و ما وقتى كه به بناءهاى عقلاء مراجعه مىكنيم ، مىبينيم كه آنها بين امور مهم و بين امور خيلى مهم و حياتى فرق مىگذارند و در امور خيلى مهم دليل صريح و يا ظهورات قويترى را منشأ اثر مىدانند و به هر امارهاى ترتيب اثر نمىدهند در بعضى از امور حرف يك نفر را قبول مىكنند ولى در بعضى ديگر به آن ترتيب اثر نمىدهند . و لذا اگر كسى قصد سفر به كره مريخ و يا يك راه غير عادى را داشته باشد در تهيه وسائل مورد نياز خيلى دقت مىكند و حتى يك هزارم و صد هزارم احتمال را اهميت مىدهد در شرع مقدس هم ملاحظه مىشود كه براى اثبات بعضى امور دو نفر و بعضى ديگر شهادت چهار نفر را معتبر دانستهاند ، و به طورى كه شنيدهام ، از مرحوم آقاى خوانسارى هم نقل كردهاند كه اگر چه خبر واحد ذاتاً معتبر است ولى قتل نفس را با يك خبر واحد نمىشود اثبات كرد . به هر حال نظر مرحوم شهيد ثانى رحمه الله اين است كه مسأله جواز ضرب زن حكمى نيست كه براى اثبات آن به چنين ظاهرى از آيه شريفه اكتفاء شود و نياز به ظهور قويترى دارد ولى مرتبه هجر ضعيفتر از ضرب است و لذا به همان مقدار از ظهور در مورد آن اكتفاء مىشود . دليل چهارم : به اقتضاء ملاك احكام مذكورة : با توجه به اينكه احكام آمده در اينجا از احكام عبادى كه فلسفهاش نامعلوم است نمىباشد ، بلكه متفاهم عرفى