السيد موسى الشبيري الزنجاني
7698
كتاب النكاح ( فارسى )
در علم استعمال مىشود . براى اين استعمال در لغت عرب به شواهدى استشهاد كردهاند كه به نظر ما همه آنها ناتمام هستند و كلمه خوف در همه آن موارد در همان معناى ظاهرش استعمال شده است ، مانند كلمه ترس در فارسى كه در همه جا به همان معناى ظاهرش به كار رفته است و حتى در يك مورد هم به معناى علم استعمال نشده است . و اما در اين شعر كه « ترسم نرسى به كعبهاى اعرابى اين ره كه تو مىروى به تركستان است » ، باز هم به همان معناى ظاهرش كه ترسيدن است استعمال شده است ، بله اگر اعرابى به همان راهى كه مىرود ادامه دهد قطعاً به تركستان مىرسد ، ولى احتمال تغيير مسير و تحول هميشه مىرود و لذا كلمه ترس در اينجا هم به معناى علم و يقين و دانستن نيست . شاهد اول و جوابش : گفتهاند كه خوف در اين شعر به معناى علم است ؛ « ولا تدفنّنى فى الفلات فانّنى أخاف اذا مامتّ أن لاأذوقها » چرا كه ضمير به خمر بر مىگردد و شاعر مىگويد : مرا در بيابان دفن نكنيد كه مىدانم كه در اين صورت ديگر استخوانهايم پس از مرگم خمر را نخواهد چشيد . ولى به نظر مىرسد كه خوف در اين شعر به همان معناى ترسيدن است و ممكن است كه شاعر بخواهد بگويد كه چون ترس از دفن شدن در فلات و در نتيجه نچشيدن خمر در قبر را دارم ، اين وصيت را كردم نه اينكه مقصودش اين باشد كه من قطع دارم كه وقتى مُردم خمر را نخواهم چشيد . شاهد دوم و جوابش : گفتهاند كه در آيه شريفه ( فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ ) « 1 » خوف به معناى علم است ، نه اينكه به صرف خوف و ترسيدن ، حق دخالت و اصلاح وصيت نامه براى شخص داده بشود . ولى به نظر ما در اينجا هم مشكلى پيش نمىآيد كه خوف به همان معناى ظاهرش باشد و معنايش اين باشد كه اگر چنانچه انسان مىترسد كه عمل به
--> ( 1 ) - البقرة : 182