السيد موسى الشبيري الزنجاني

7697

كتاب النكاح ( فارسى )

از ايشان هم موضوع را تحقق نشوز دانسته‌اند . نتيجه اينكه راه تامّى براى قول اول - كه موضوع دانستن خوف نشوز براى احكام سه گانه است - وجود نداشته است . ج . بررسى قول دوم ( موضوع بودن نشوز و علم به آن ) با توجه به اشكالاتى كه متوجه معناى مطابق با ظاهر ابتدايى آيه شريفه است - كه در بررسى قول اول تفصيل آنها گذشت - از سه راه به توجيه معناى آيه پرداخته‌اند كه در طى بيان قول دوم و سوم به بررسى آنها پرداخته و پس از آن ، نظر مختار خود را در تحت عنوان قول چهارم بيان خواهيم نمود . توضيح قول دوم : همانطورى كه در آخر بررسى قول اول گفته شد جمع كثيرى از فقهاء از قدماء و بعد از آنها ، قائل به اين قول شده‌اند و وجه آن اين است كه با توجه به اينكه يكى از معانى خوف عبارت از علم است و با توجه به اشكالاتى كه از حفظ استعمال خوف در معناى ظاهر از آن وجود دارد ، خوف در آيه را به معناى علم گرفته و احكام آمده در آيه را هم ، موضوعشان را عبارت از تحقق نشوز و علم به آن قرار داده‌اند . بررسى شواهد استعمال خوف به معناى علم : قبل از ذكر شواهدى كه در اينجا گفته‌اند ، بايد به اين نكته توجه داشت كه در اين تعبير كه خوف به معناى علم است ، تسامحى واقع شده است ؛ چرا كه به طور مسلّم ، علم به معناى مطلق علم نيست و لذا اگر انسان يقين به بهشت داشته باشد ، يا علم به رضايت الهى پيدا كند ، در اين صورت تعبير به « خاف الجنّة » و « خاف رضى الله » نمىشود و اگر هم خوف به معناى علم استعمال شود از باب استعمال مسبّب در سبب است و در جايى است كه از علم به يك امر مخوفى كه احتمال و ظن به آن هم ذاتا خوف آور است ، خوف و وحشت در او ايجاد شود ، كه در اين صورت - در صورت صحيح بودن چنين استعمالى - خوف از روى عنايت و مجاز