السيد موسى الشبيري الزنجاني

7799

كتاب النكاح ( فارسى )

روايت سورة ابن كليب با آن روايت عبد الرحمن بن حجاج ، انسان مىفهمد كه نمىتوان براى مسأله شبهه حمل به روايت عبدالرحمن استدلال كرد . اما در رواياتى كه ما استدلال مىكرديم ، اين نكته وجود داشت كه بعد از نُه ماه مىگويد ريبه حمل هست ، لذا ما مىگفتيم حتى بعد از نه ماه با اين تعبير معلوم مىشود كه حمل محتمل است اما در اين دو روايت كلمه ريبه نيست ، و ممكن است حمل را در اوائل ادعا كرده باشد ، نُه ماه براى تشريفاتش باشد ، شايد دوباره حيض ديگرى ببيند ، ممكن است شبهه حمل باشد و ممكن است قطع به عدم حمل بشود ، هر دو ممكن است ، ممكن است بگويند اصلًا ريبه حمل نيست و تمام شده است . چرا كه براى عده مستقيم و غير مستقيم تا نُه ماه طول مىكشد ، انسان‌ها مختلف هستند ، بعضى كه اصلا غير مستقيم نيست و عده‌اش همان سه ماهه تمام مىشود ، بعضى ديگر كه مستقيم الحيض است احتمال دارد اين عارضه موقت باشد و دوباره حيض ببيند ، اينها تا نُه ماه كشش دارد . على أى تقدير ، بعيد است كه مرحوم صدوق براى خاطر سنة به روايت عبد الرحمن بن حجاج استدلال كرده باشد ، ما مىگوييم آن كه صريح در روايت سنة است ، روايتى است كه اختلاف نسخه داشت و به نظر ما به آن استناد كرده و آن روايت هم معتبر است . جمع بين روايات ؛ بين رواياتى كه از آن استفاده مىشود كه حداكثر تا يك سال ادامه پيدا مىكند و شبهه حمل هست ، با رواياتى كه ظاهرش ، نُه ماه است ، مىتوان چنين جمع كرد كه روايات تسعه ، بر متعارف حمل مىشود ، و به حسب متعارف حمل از نُه ماه بيشتر نيست ولى احتمال اينكه بيشتر بشود ، هست ، لذا اگر ثابت نشد زن حق ندارد تا نُه ماه ازدواج كند ، بايد صبر كند شايد تا يك سال ادامه پيدا كرد ، البته براى اين جمع آن روايت ضعيف السند و مضطرب المتن كه اگر يك ساعت هم بيش از نه ماه باشد مادر را مىكشد ، بايد كنار گذاشته شود ، ولى بقيه حمل مىشود . اين جمع