السيد موسى الشبيري الزنجاني

7786

كتاب النكاح ( فارسى )

لتسعة أشهر و لا يعيش لثمانية أشهر » « 1 » . منظور از وهب همان وهب بن وهب است كه تضعيف شده است . در اين روايت مقدارى را مقسم قرار داده كه از نُه ماه بيشتر نيست ، در واقع مقسم ، عبارت از مواردى است كه قابليت وضع حمل سالم داشته باشد كه آن هم حمل شش ماه يا هفت ماه يا هشت ماه و يا نُه ماه است ، كمتر را ذكر نكرده چون حمل كمتر از شش ماه نمىشود ، بيشتر را هم ذكر نكرده براى اينكه بيشتر نمىشود ، متفاهم عرفى اين است كه كمتر و بيشتر از آن حمل نيست ، لذا با اين بيان حداكثر و حداقل حمل كه موضوع اعاشه است ، تعيين شده است . البته اگر كسى مناقشه كند كه چرا چند روز بيش از نه ماه را نگفته با اين كه حمل اين مقدار معمول است ؟ مىتوان پاسخ داد كه وقتي متعارف و معمولش نُه ماه است ، ديگر اين چند روز احتياجى به بيان ندارد ، و معلوم است كه اگر نُه ماه و نُه روز شد بچه زنده مىماند ، اين اخبارات ، اخبار از واضحات نيست ، بلكه اخبار از امورى است كه مفيد فايده‌اى باشد ، و لذا چون مازاد بر نه ماه قابل ترديد نبوده آن را ذكر نكرده است ، ولى آن كه قابل ترديد است ، اين است كه اگر بر خلاف متعارف در كمتر از نه ماه فرزندى به دنيا آمد ، جاى شبهه دارد كه آيا يعيش يا لا يعيش ، حضرت فرموده زنده مىماند و فقط هشت ماه است كه لا يعيش . ولى از مجموع روايات استفاده مىشود كه كه نُه ماه مورد ترديد نيست ، بنابراين ، حضرت مىخواهند اين بيان را مقدمه بيان يك نكته مخفى قرار دهند و آن اين كه حمل ، نُه ماه و شش ماه و هفت ماهش اعاشه دارد ، ولى هشت ماهش ندارد ، و هدف بيان تفاوت هشت ماه با ساير موارد است كه يا اعاشه ندارد و يا اعاشه‌اش واضح نيست . اين نحوه بيان در موارد ديگر نيز كاربرد دارد ، يعنى گاهى شيئى را مقدمه براى شيئ ديگر ذكر مىكنند كه يك قدرى مخفى است ، و بعضى چيزها را به يك شىء معين ضميمه

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ابواب احكام الاولاد ، باب 17 ، ح 2 . جامع احاديث الشيعه ، ابواب احكام الاولاد ، باب 12 ، ح 1