السيد موسى الشبيري الزنجاني
7695
كتاب النكاح ( فارسى )
شارع مقدس اجازه ضرب او را داده است ، در اينجا هم مىشود كه به صرف خوف نشوز و با ملاحظه امارات آن ، اجازه ضرب زن را به مرد داده باشد تا اينكه دچار عصيان نشوز نگردد . و اما از حيث قواعد ، بر اساس بحثى كه در مورد واجب مشروط و معلّق شده است و مختار ما در آنجا بر خلاف مرحوم آخوند ، اين است كه در مانند « ان جاءك زيد فاكرمه » - همانطورى كه مرحوم آقاى داماد مىگفت - اراده فعلى در آمر وجود دارد و اينطور نيست كه هنوز ارادهاى نسبت به آن نباشد و در صورت آمدن زيد اراده حاصل شود ، و اساساً اينكه امروز مىگويد « ان جاءك زيد فاكرمه » و بيانش را براى فردا نمىگذارد به جهت امكان او نسبت به تهيه مقدمات اكرام است تا اينكه در وقتش ترك نشود . و اين كشف مىكند از اين كه ذكر هر حكم و قانونى قبل از حصول شرايط آن به خاطر روى زمين مشروطش در هنگام حصول شرط آن است و معناى اين امر ، ثبوت اراده در آمر علاوه بر شوق - اين تعبير شوق از من است - مىباشد . و بر اين پايه ، شارع مىتواند براى عدم تحقق نشوزى كه مبغوض اوست ، الان اراده تشريعيه داشته باشد و به جهت پيشگيرى از آن ، هجر و ضرب را تجويز كرده باشد . اشكال سوم : اشكال ديگرى كه يكى از آقايان تذكر دادند و اين اشكال وارد هم است ، اين است كه در بين عامه بر اين مطلب كه ضرب زن در قبل از نشوز جايز نيست تسالم وجود دارد و من وقتى مراجعه كردم ، ديدم كه همينطور است و حتى طبرى در تفسير « جامع البيان » كه خيلى خوب اقوال عامه را استقصاء مىكند ، در فرض خوف نشوز ، وعظ و هجر را ذكر كرده است ولى ضرب را نياورده است . « 1 » و بر اين اساس ، حتى با تصويرى كه در مورد مشروط و معلق گفته شد هم
--> ( 1 ) - جامع البيان 5 : 82