السيد موسى الشبيري الزنجاني

7544

كتاب النكاح ( فارسى )

بايد قرعه بكشد ، از اينكه نفرموده كه دومى بايد قرعه بكشد ، ظاهرش اين است كه اصلًا قرعه نيست و تخيير مطلق است و در همه شب‌ها اختيار با زوج است ، و در نظر ايشان مسأله مبتنى بر مبناى خاص نيست . مرحوم صاحب جواهر كه مبنايش واجب مشروط است در اين مسأله بر هر دو مبنا قرعه را لازم مىداند ، تا گرفتار ترجيح بلا مرجح نشود ، خود ايشان در مسئله تفضيل بين زن‌ها ، اشكال ترجيح بلا مرجح را مطرح نمىكند و مىگويد كه بهتر اين است كه تفاضلى نباشد ، هر چند الزامى نيست ولى اينجا ايشان قائل به الزام شده است . جمع بندى : به نظر مىآيد كه ابتناء بر مبنا ، كه مرحوم علامه فرموده است كار درستى باشد و وجهى ندارد كه بگوئيم با اين كه شروع واجب نيست و تفضلًا شروع كرده ، همين تفضل را هم بايد با قرعه انجام بدهد ، اين وجهى ندارد . سخن ما ممكن است با نظر صاحب جواهر در ضد مشهور بودن يكى باشد ، ولى در اصل حرف با هم يكى نيست . و ايشان در هر دو مبنا قرعه را لازم مىدانند . شيوه قرعه كشى ؛ بحث نسبتاً معتنابهى در معمول كتاب‌ها مطرح است و مرحوم شيخ طوسى هم در كتاب‌هاى خود دارد ، مبنى بر اين كه قرعه چطور بايد كشيده شود ؟ مىگويند ، در هر يك از چهار كاغذ يك اسم نوشته مىشود ، اين كاغذها را لوله مىكنند و در يك قوطى قرار مىدهند و به هم مىزنند و كسى كه اطلاع ندارد ، هر كدام را بردارد ، همان اول است ، آن كنار گذاشته مىشود و سه ورق مىماند ، بار ديگر اين كار انجام مىشود ، هر اسمى بيرون آمد ، دومى است ، آن هم كنار گذاشته مىشود ، براى بار سوم اين كار تكرار مىشود ، هر اسمى كه بيرون آمد ، آن سومى است و آن كه در قوطى مانده ، چهارمى است ، با سه مرتبه قرعه ترتيب معين مىشود . مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد « يمكن الاكتفاء بالقرعة الواحدة من أول بأن يكتب