السيد موسى الشبيري الزنجاني
7177
كتاب النكاح ( فارسى )
ايراد : مرحوم صاحب مىفرمايد كه اين روايت راجع به مقام اثبات بحث است نه مقام ثبوت . بحث ما در مقام ثبوت و در جايى است كه يقين داريم مهرى پرداخت نشده ، نمىدانيم نفس دخول مسقط مهر است يا نه . اين روايت نسبت به مورد بحث صريح در مخالفت است . روايت در جايى است كه نمىدانيم مهرى پرداخت شده يا نه ؟ آيا ادعاى زن كه مىگويد پرداخت نشده مسموع است يا ادعاى مرد كه مىگويد پرداخت شده ؟ مرحوم صاحب مدارك مىفرمايد استحلاف در جايى است كه پرداخت مهر مشكوك باشد و اگر قرار بود با نفس دخول اسقاط پيدا كند احتياج به قسم نداشت . مرحوم فيض هم مىفرمايد : « انه كثير لها . . . » يعنى خلاف اخلاق است كه زوجه شوهرش را وادار به قسم خوردن كند از اينجا استفاده مىشود مسأله مورد تنازع است و ثابت نيست مهر پرداخت شده يا نه و از همين روايت استفاده مىشود نفس دخول مسقط نيست و احتياج به قسم دارد . ولى معناى ديگرى هم هست ، در صدر روايت قبلى مىگفت ، مدت كه گذشت و مطالبه نكرد ، علامت اين است كه رفع يد كرده ، بعد سائل از ضابط مىپرسد . اين عبارت « انه كثير لها » يعنى از عقد تا عروسى مدت معتنابهى است ، اگر مطالبه نكرد و بعد دخول واقع شد اين هم علامت اين است كه ديگر مهر ندارد . پس اين روايت علاوه بر اينكه دليل بر مورد بحث نيست دليل بر اثبات فتواى مشهور است كه مىگويد مهر با نفس دخول اسقاط نمىشود و سقوط حكم ظاهرى قرار داده شده . بحث سندى روايت : جواهر از اين روايت تعبير به خبر كرده ولى اين روايت صحيح و بسيار محكم است ابى على الاشعرى همان احمد بن ادريس و از مشايخ ثقات كلينى است كه در سند واقع شده . روايت بعد : روايت فضيل : فى الرجل تزوج امرأة فدخل بها فأولدها ثم مات عنها فادعت شيئاً من صداقها على ورثة زوجها فجاءت تطلبه منهم و تطلب الميراث قال : فقال : اما