السيد موسى الشبيري الزنجاني
7174
كتاب النكاح ( فارسى )
نشود . بنابر مقتضى و مانع هم چون اقتضاى ثبوت هست و نمىدانيم كه دخول جنبه مسقطيت دارد يا نه ، مىگوييم اصل اين است كه ساقط نشود . روايات قول اول : اسقاط مهر با نفس دخول 1 - موثقه عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله عليه السلام فى الرجل يدخل بالمرأة ثم تدعى عليه مهرها فقال اذا دخل بها فقد هدم العاجل « 1 » . روايت بعدى كه وسائل به عنوان روايت ديگر و خواهر به عنوان خبر آخر ذكر كرده ، همان روايت قبلى است منتها به طريق ديگر كه هر دو سند به ابن فضال مىرسد ، ابن فضال عن ابن بكير عن عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله عليه السلام قال : دخول الرجل على المرأة يهدم العاجل . « 2 » 2 - روايت محمد بن مسلم عن ابى جعفر عليه السلام فى الرجل يتزوج المرأة و يدخل بها ثم تدعى عليه مهرها فقال اذا دخل عليها فقد هدم العاجل . « 3 » مرحوم فيض : مىفرمايند ، عاجل آن است كه شرط شده قبلًا پرداخت شود ، اگر قبل از تمكين دريافت نكند ، نفس تمكين اين مهر را اسقاط مىكند . نقد : خيلى روشن نيست كه مراد از عاجل آن است كه شرط تقديم شده باشد ممكن است مراد مهر حال و غير مؤجل باشد ، و اين به معناى شرط قرار دادن نيست ، مقتضاى حال اين است كه حق مطالبه هست در مقابل آجل كه قبل از اجل حق مطالبه نيست ، بنابراين ديگر لازم نيست كه به شرط كردن مقيد شود تا اگر پرداخت نشد ، خلاف شرط عمل شده باشد . نظر صاحب مسالك : ايشان اين دو روايت و دو روايت بعد را روايات مهر دال بر مختار بعض الاصحاب مىدانند و از آنها جوابى مىدهند كه خواهد آمد . نظر صاحب مدارك : ايشان سه اشكال به اين دو روايت وارد مىكنند . 1 - ضعف
--> ( 1 ) - وسائل ابواب مهور ، باب 8 ، حديث 4 . ( 2 ) - وسائل ابواب مهور ، باب 8 ، حديث 5 . ( 3 ) - وسائل ابواب مهور ، باب 8 ، حديث 6 .