السيد موسى الشبيري الزنجاني

6881

كتاب النكاح ( فارسى )

بين خاصه نيز قبل از محقق كسى قائل به كفايت مشاهده نشده است . مطلب ديگر اين كه مهر يا هر چيز ديگرى كه تعيين مىشود گاهى مجهول است و يا به گونه‌اى مبهم است كه حتى خود گوينده هم بايد مدتى فكر كند تا تفاصيل و فروض مورد نظر و حد و حدود آن را بفهمد ، كه البته اين موارد با مىتوان گفت عقلا صحيح نمىدانند ولى گاهى شيئى كه قرار داده مىشود ، مطلق است و مصاديق متعددى دارد . در اين صورت كه حكم به مطلق تعلق گرفته چون طبيعت بر اقل افراد مطلق صدق مىكند . به همان اقل افراد اكتفا مىشود . مثلًا اگر حكم تعلق به مقدار قد انسان يا مقدار پرتاب تير و يا مقدار يك وجب گرفته باشد ، در واقع حكم به طبيعت متعارف تعلق گرفته و طبيعت بر كمترين مقدار متعارف نيز صدق مىكند و اين اقل مقدار متعارف مرز محسوب مىشود . در واقع معناى تعلق حكم به مطلق آن است كه از متعارف كمتر نبايد باشد و خلاصه تعارف مرز محسوب مىشود و البته اگر مطلق بود و حدّ متعارف هم مد نظر نبود يعنى كلمه تعارف انصراف به معناى عرفى نداشت و به لحاظ عرف مرز تعارف مشكوك بود در اين صورت مىتوانيم بگوييم مراد از اقل افراد ، اقل ما يتمول مىباشد . تعيين تكليف مهريه بعد از تلف : نكته : اين بحث مبتنى بر كفايت مشاهده نيست زيرا در مواردى كه مهريه مشخص و روشن بوده نيز ممكن است به علت فراموشى معلوم نشود چه مقدار بايد پرداخت شود . تلف مهريه چند صورت دارد يكى آن كه بعد از دخول و تسليم به زن تلف شود كه در اين صورت نيازى به دانستن مقدار مهريه نداريم . ديگرى اين كه مشاهده را كافى بدانيم و مهريه قبل از تسليم تلف شود ، سوم آن كه بعد از تسليم تلف شود ولى قبل از دخول طلاق واقع شود ، قسم ديگر آن كه مقدار مهريه به تفصيل معلوم بوده ولى فراموش شده باشد ، و سپس تلف شود ، كه در اين صورت هم دو فرض